X
تبلیغات
ایامیدانید؟
ایامیدانید؟
دانستنیها
نوروز به عنوان يك جشن وعيد باستاني تاريخي طولاني دارد و مورد تاييد اسلام هم مي باشد، چرا كه ابعاد مثبت آن زياد است و اساس آن توجه به خلقت و زایش جهان است.
خبرگزاری مهر: نوروز به عنوان يك جشن وعيد باستاني تاريخي طولاني دارد و مورد تاييد اسلام هم مي باشد، چرا كه ابعاد مثبت آن زياد است و اساس آن توجه به خلقت و زایش جهان است.

نوروز بيشتر به عنوان يك سنت باستاني ايراني شناخته مي شود، اما در اسلام هم مورد تاييد قرار گرفته و روايت هاي زيادي در اين باره وجود دارد كه به يك مورد آن اشاره مي كنيم.

در كتاب آثارالباقيه آمده كه عبدالصمدبن علي روايت مي كند: در نوروز جامي سيمين كه پر از حلوا بود براي پيامبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد كه اين چيست؟ گفتند امروز روز نوروز است. پرسيد كه نوروز چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان است.

فرمود در اين روز بود كه خدا عسكره را زنده كرد. پرسيدند عسكره چيست؟ فرمود عسكره مردمي بودند كه از ترس مرگ ترك ديار كرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند.

 سپس آنان را زنده كرد و ابرها را امر فرمود كه به آنان ببارد، از اين روست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شده است. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را ميان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزي بر ما نوروز بود.


در جلد چهاردهم بحارالانوارآمده كه معلي بن خنيس روايت مي كند: روز نوروز به خدمت جعفر بن محمد صادق (ع) درآمدم گفت آيا اين روز را مي شناسي؟ گفتم فداي تو گردم اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه مي دهند. پس حضرت صادق (ع) گفت سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي كنم تا آن را دريابي.

پس فرمود اي معلي! روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت كه او را بپرستند و براي او شريك نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند. همان روزي است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت و زمين در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزي است كه پيامبر خدا (ص) اميرالمومنين علي (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت هاي قريش را از كعبه به زير افكند و خرد كرد، چنان كه ابراهيم نيز چنين كرد.

همان روزي است كه پيامبر (ص) به ياران خود فرمود تا با علي (ص) به عنوان اميرالمومنين بيعت كنند. همان روزي است كه قائم آل محمد (ص) و اولياي امر در آن ظهور كنند. همان روزي است كه قائم بر دجال پيروز شود و او را بر دار مي كشد و هيچ روز نوروزي نيست كه ما در آن منتظر گشايش و فرجي نباشيم، زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ماست.


بزرگداشت نوروز تا به امروز ادامه داشته و سفره هفت سين بدون قرآن مجيد و تحويل سال بدون دعاي "يا محول الحول و الاحوال" ممكن نيست.

مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر معمولا يك روز يا يك شب بيشتر نيست، ولي جشن نوروز كه درباره اش جشن ها و آيين هاي نوروزي گوياتر است، چرا كه دستكم يك تا دو هفته ادامه دارد.

ابوريحان بيروني درباره مدت برگزاري جشن نوروز مي نويسد: چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهي، پنج روزچها رم را به نديمان و درباريان، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم ره به برزگران.( آثار الباقيه)

فروردين ماه كه نخستين روز آن نوروز است نخستين روز سال است ونام پارسي آن بيان كننده اين معني است و اين روز با داخل شدن خورشيد به برج سرطان برابر زيجهاي آن، هنگامي كه سال را كبيسه مي كردند برابر بود.سپس در روزهاي بهار اين روز پس از افتادن از جاي خود سرگردان شد و در جايي قرار گرفت كه سال همه ين احوال را از فروريختن باران و برآمدن شكوفه ها و برگ درآوردن درختان تا هنگام رسيدن ميوه ها بپيمايد.

اين بود كه نوروز را انگيزه پيدايش و آفرينش جهان دانستند و گفتند در اين روز بود كه خداوند چرخ گردون (سپهر) را پس از آنكه مدتي بي جنبش بود به گردش درآورد. ستارگان را پس ازچندي ايستادند و خورشيد را آفريد.
شنبه دهم فروردین 1392 | 16:56 | علی مجد |

 




.
محمّد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است
به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است . . .
میلاد خاتم پیامبران بر شما مبارک
.
.
.
گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند
عرشیان و فرشیان نام محمّد می‌برند
ولادت حضرت محمد بر شما مبارک
.
.
.
امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت
در شـــــام ولادت دو قــطب عالم / تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . .
.
.
.
اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست
دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست
روز میـلادت شدم مست می عرفان تو
آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . .
.
.
.
مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد
مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد
تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری
بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد
مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد
اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد
.
.
.
عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد
.
.
.
صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد
.
.
.
میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع)بر شما تبریک وتهنیت باد
.
.
.
ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدا نمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (ص) مبارک
.
.
.
هفده ربیع الاول، سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى و برگیرنده نقاب از چهره حقایق، امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد!
.
.
.
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم(ص) مبارک
.
.
.
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد
میلاد نور مبارک
.
.
.
حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد
.
.
.
ای چراغ دانشت گیتی فروز
تا قیامت پیشتاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی
اهل بینش را امامِ صادقی
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک
.
.
.
از مکه فروغ ایزدی پیدا شد
سر چشمه فیض سرمدی پیدا شد
در هفدهم ربیع از دخت وهب
نو دسته گل محمدی پیدا شد
.
.
.
به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر
پسر چه گویم که به خلق، خدا عطا کرده پدر
میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد.
.
.
.
ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد
شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد
همه شادی نمایید که میلاد نبی شد
جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد
.
.
.
دلا میلاد ختم المرسلین است
فروغ آسمانی در زمین است
محمد (ص) مهر ظلمتْ سوز آمد
شب یلدای ما را روز آمد
.
.
.
بهار بی خزان، روی محمد
بهشت جاودان، کوی محمد
معطر ساخت گلزار جهان را
شمیم تار گیسوی محمد
.
.
.
میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد!
.
.
.
صدای بال و پر جبرئیل می آید
شب است و ماه به آغوش ایل می آید
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
که ساقی از طرف سلسبیل می آید
لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید
نگاه آمنه از این به بعد می خندد
چرا که معجزه ای بی بدیل می آید
میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد
.
.
.
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد
.
.
.
صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد
.
.
.
میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق علیه السلام بر شما تبریک وتهنیت باد
.
.
.
ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) مبارک
.
.
.
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم مبارک
.
.
.
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد
میلاد نور مبارک
.
.
.
حق چو دید آن نور مطلق در حضور/ آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست/ پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام صادق علیه السلام گرامی باد
.
.
.
رسول الله تودر خلوتِ وحدت خلیلی
بعدِ ذاتِ واحدِ مطلق به هستی بی‌بدیلی
بر گزینِ دست یزدان از میان نخبگانی
پیش هر صاحب نظر در صورت و معنا جمیلی
منبع اندیشه رود خروشان حیاتی
شهر علمی، کوهِ حلمی، قُلزم عقل عقیلی
.
.
.
ای چراغ دانشت گیتی فروز *** تا قیامت پیشتاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی *** اهل بینش را امامِ صادقی
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک

سه شنبه دهم بهمن 1391 | 4:44 | علی مجد |

 
 
 
فرا رسيدن اربعين حسيني را به عاشقان و
 
عزاداران آن حضرت تسليت عرض ميكنم.
 
 
ازمن مپرس زینب من معجرت چه شد
 
بامن بگو برادرزینب سرت چه شد
 
ازمن مپرس ازچه لبت خشک و زخمی است
 
بامن بگو که ساقی آب آورت چه شد
 
ازمن مپرس دردل محمل چه دیده ام
 
بامن بگو که راس علی اصغرت چه شد
 
ازمن مپرس ازچه نمازت نشسته است
 
بامن بگو اذان علی اکبرت چه شد
 
ازمن بپرس شرح تمام سفرولی
 
دیگرمپرس شام بلا دخترت چه شد
 
ازمن مپرس موی سرت از چه شد سپید
 
بامن بگو عمامه پیغمبرت چه شد
 
 
 
 
 
 
بسوز ای دل که امروز اربعین است  / عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت  /سراسر درس، بهر مسلمین است
اربعن حسینی تسلیت باد
 
 
بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .
 
 
امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و شهداست

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .
.
.
.
 
 
 
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم
.
.
.
عالم همه قطره و دریاست حسین / خوبان همه بنده و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش / از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین . . .
.
.
.
السلام علیک یا ابا عبدالله …
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است
گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
.
.
.
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
.
.
.
السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن
.
.
.
آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .
 
 
 
 

 

 


 

 
تصاويري از اربعين حسيني از كربلاي معلي
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


برچسب‌ها: اربعین شاه مظلومان رسید
چهارشنبه سیزدهم دی 1391 | 19:23 | علی مجد |


حضرت ســــلیمان و مورچه عاشق

ســــلیمان و مورچه عاشق


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...
 


تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
 
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.


( از آقای سعید جامی  )

سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 | 11:27 | علی مجد |

همايش جايگاه قيام كربلا و بزرگداشت روز علي اصغر (ع) در سيرالئون برگزارمي شود
 

مجمع جهانی بزرگداشت حضرت علی‌‌اصغر (ع) طبق  روال سال‌های  گذشته  در  اولین جمعه   محرم‌الحرام  ، همایش جهانی شیرخوارگان حسینی  را  با هدف  بزرگداشت   شعائر  حسینی  و  تربیت نسل انقلابی  ،  مکتبی و حسینی و  توسل به حضرت علی‌اصغر  علیه‌السلام  در سراسر کشور  و  به صورت  همزمان در سایر کشورهای  اسلامی  برگزار  می‌کند.
در این مراسم ، کودکان شیرخوار به یاد حضرت علی اصغر (ع) لباس هائی سبز رنگ به همراه یک سربند با نام " لبيك يا رسول الله (ص)" خواهند پوشید . اين برنامه به منظور اقامه بزرگ ترین تهییج غیرت شیعی و دینی محبان اهل البیت (ع) در سیرالئون به عنوان مصیبت بزرگ کربلا و تشریح صحنه های درناک شهادت کوچک ترین شهید کربلا اجرا مي شود .
 

شعر زبان حال رباب مادر شير خوار علي اصغر

 
 
                             لالائی اصغرم لالائی اصغرم لالائی اصغرم
بخواب  ای  اصغرم جا نم  فدایت                   ندارد  مادرت   شیری     برایت      
تو  بی  تاب  پدر  یا  شیر هستی                   و یا  از   مادرت  دلگیر   هستی
ببین   خواهر  کنار   تو   نشسته                 نگاهش  را سوی  گهواره  بسته 
                      لالائی اصغرم ُلالائی اصغرم لالائی اصغرم
بخواب ای  اصغرم  روح  و روانم                    به  اشک  و گریه ها  کردی کبابم
علی اکبر  به  میدان  نبرد   است                 صدایش با لب خشکش بلنداست
علی  آمد گلویش  خشک  گشته                هزاران   نیزه  بر جانش  نشسته
                    لالائی اصغرم لالائی اصغرم لالائی اصغرم
بخواب ای اصغرم  دردانه ی   من               گل  نشکفته ام  ای غنچه ی  من
عمو یت  در  کنار  دجله   خسته                 دودست  با  وفایش   قطع  گشته
زدنداین کوفیان تیری به چشمش               بیفتاده   زمین  جانا   دو  دستش
                   لالائی اصغرم لالائی اصغرم لالائی اصغرم
بخواب  ای  کودکم ،  آرام    جانی                پدر   رفته   به  با لین  جوا نی
نمی  بینی  پدر   تنهاست   امروز                میان  لشگر  اعد  ا ست   امروز    
نمی  بینی   صدای    غربتش    را              نوای  جان   فزای  خواهرش  را
                    لالائی اصغرم لالائی اصغرم لالائی اصغرم
بخواب ای کودکم،جانم  به قربان               زمان  رفتن است تا  پیش  جانان      
برو   شمر  لعین  در انتظار  است              که  تیر  حرمله  آتش  بیار  است
گلوی     نازکت    آماده ی    تیر                ملائک  خون  تو  خواهند  تقطیر
                  لالائی اصغرم لالائی اصغرم لالائی اصغرم
بخواب  ای اصغرم  در خاک، آرام                 به  روز  حشر گردی  شاه   ایام     
برو  اصغر ، شهادت  لایق   توست              دعای  مادرت  ره  توشه  توست     
شفاعت  می کنی   از   عا شقا نت            صفا  هم  با  صفا  شد  از  نگاهت
                      لالائی اصغرم لالائی اصغرم لالائی اصغرم                  


جمعه سوم آذر 1391 | 20:33 | علی مجد |

ماه محرم
فهرست وقایع ماه محرم الحرام................... اوّل محرم الحرام 1. آغاز ایام حسینی2. ماجرای شعب ابیطالب علیه السلام 3.جنگ ذات الرقاع 4. اولین جمع آوری زکات 5. امام حسین علیه السلام در راه کربلا 6. قیام مردم مدینه بر علیه یزید 7. کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام دوّم محرم الحرام 1. ورود امام حسین علیه السلام به کربلا سوّم محرم الحرام 1. نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه 2. ورود عمر بن سعد به کربلا چهارم محرم الحرام 1. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام ششم محرم الحرام 1. یاری طلبی حبیب بن مظاهر از بنی اسد 2.اولین محاصره فرات در کربلا 3. تراکم لشگر یزید در کربلا هفتم محرم الحرام 1. ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد 2. منع آب از امام حسین علیه السلام هشتم محرم الحرام 1. قحط آب در خیمه های حسینی نهم محرم الحرام تاسوعا 1. محاصره خیمه ها در کربلا 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها 3. درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام 4. آمدن لشگر تازه نفس به کربلا 5. خطابه امام حسین برای اصحابش شب عاشورا 1. سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام دهم محرم الحرام عاشورا 1. شهادت امام حسین علیه السلام 2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی 3. شهادت مسلم بن عوسجه 4. شهادت حر بن یزید ریاحی 5. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری 6. شهادت همسر وهب 7. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله 8. شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام 9. شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام 12. آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات 12. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم 13.غارت اموال 14.فراز فاطمیات و علویات در بیابانها 15.غارت کردن لباس و ذره 16.جدا شدن سرهای مطهر 17.به آتش کشیدن خیمه های آل الله 18.شهادت دختران کوچک گریه و ماتم 19.راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه 20.خونین شدن ریشه هر گیاه 21.قتل ابن زیاد 22.قیام حضرت مهدی علیه السلام 23.وفات ام سلمه شب یازدهم محرم الحرام 1.شام غریبان کربلا 2. سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی یازدهم محرم الحرام 1.حرکت کاروان اسرا از کربلا 2. تشکیل مجلس ابن زیاد 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه دوازدهم محرم الحرام 1.دفن شهدای کربلا 2. ورود اهل بیت علیهم السلام به کوفه 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام سیزدهم محرم الحرام 1.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام 4. شهادت عبد الله بن عفیف پانزدهم محرم الحرام 1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام نوزدهم محرم الحرام 1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام بیستم محرم الحرام 1. دفن بدن جون در کربلا بیست و پنجم محرم الحرام 1. شهادت امام سجاد علیه السلا م بیست و ششم محرم الحرام 1. شهادت علی بن الحسن المثلث بیست و هشتم محرم الحرام 1. وفات حذیقه بن یمان 2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد 3. ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک بیست و نهم محرم الحرام 1. رسیدن کاروان اسرا به شام تتمۀ محرم الحرام 1. نوشتن صحیفه ملعونه 2. وفات ماریه قبطیه   روز اول ماه محرّم الحرام: 1.آغاز ایام حسینی اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.1 همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند،ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است. 2.ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست. آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود :«تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم.»او در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند. پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.2 3.جنگ ذات الرقاع در سال چهارم هجرت _به تحریک قریش _بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت .پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با 400یا790 نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در 15جمادی الاولی بوده است. 3 4.اولین جمع آوری زکات در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند.4 5.امام حسین علیه السلام در راه کربلا روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.5 6.قیام مردم مدینه برعلیه یزید در این روز در سال63 ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.6 7.کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام 7 در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند. همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد. ای پسر شبیب ،اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارت الحسین"است. ای پسر شبیب،اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند.... 1. خصائص الزینبیه:ص49،خصیصه نوزدهم. 2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص9. الوقایع و الحوادث:ج2ص7. 3.الوقایع و الحوادث:ج2ص45.توضیح المقاصد:ص2-3. وقایع الشهور:ص98. 4.الوقایع و الحوادث:ج2ص42..قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص15 5.ارشاد:ج2ص81. 6.الوقایع و الحوادث:ج2ص49. 7.بحار الانوار:ج98ص102،ج14ص164.امالی صدوق:ص111.اقبال:ص544.عیون اخبار الرضاعلیه السلام:ج1ص233.     روز دوّم ماه محرّم الحرام: 1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا بنابر مشهور در این روز در سال 61ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(1) در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:"غاضریه"نام دیگرش را پرسیدند گفتند:"شاطئ الفرات"اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا"هم می گویند.در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:"اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء."به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست...."(2) 1. ارشاد:ج2ص84.قلائد النحور :جمحرم وصفر،ص24. الوقایع و الحوادث :ج2ص89. مناقب ابن شهر آشوب :ج4ص105. جلاء العیون :379. معالی السبطین:ج1ص285. 2. از مدینه تا مدینه :ص236. فیض العلام :ص142.   روز سوّم ماه محرّم الحرام: 1.نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.(1) 2.ورود عمر بن سعد به کربلا در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(2) 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص41. 2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص40.از مدینه تا مدینه :343. معالی السبطین:ج1ص301. فیض العلام:ص143. روز چهارم ماه محرّم الحرام: 1.فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام در این روز از سال 61 ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(1) 1.الوقایع الحوادث:ج2ص124.   ششم ماه محرّم الحرام: 1.یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(1) 2.اولین محاصره فرات در کربلا به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.(2) 3.تراکم لشکر یزید در کربلا در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.(3) 1.الوقایع الحوادث:ج2 ص149.از مدینه تا مدینه:ص368-370. 2.از مدینه تا مدینه:ص360. 3.الوقایع الحوادث:ج2 ص153. روز هفتم ماه محرّم الحرام: 1.ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد در شب هفتم  امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.1 2 . منع آب از امام حسین علیه السلام در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.2 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص63.معالی السبطین:ج1ص315. 2.الوقایع و الحوادث:ج2ص153..فیض العلام:ص146. روز هشتم ماه محرّم الحرام: 1.قحط آب در خیمه های حسینی در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد.1 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص81.الوقایع و الحوادث:ج2ص154.     روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا): 1.محاصره خیمه ها در کربلا امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر  کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است. حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید. حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3 3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5 4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6 5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند. 1 .کافی:ج4 ص 174. 2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361. 3از مدینه تا مدینه :ص381_382 4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392. 5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. 6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146. 7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. شب دهم (عاشورای) ماه محرّم الحرام: 1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.1 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار "یا دهر اف لک من خلیل .."را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم". سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.2 1.فیض العلام:ص147.وسیلةالدارین:ص 298-299. 2.فیض العلام:ص149.وسیلةالدارین:ص302-303.   روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا: 1.شهادت امام حسین علیه السلام در این روز در سال 61ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن 58 سالگی (ویا 56ویا 57 سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.1این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.2 چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن وآشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.3 2.شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی . 3.شهادت مسلم بن عوسجه. 4.شهادت حربن یزید ریاحی. 5.شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری. 6.شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر 4. 7.شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام . 8.شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام. 9.شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام. 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام . 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام . 12. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت. 13ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت . 14.غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام. 15.فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام . 16.غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا. 17. جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت. 18.به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام . 19.شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها . 20.گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت. در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید.5 21.رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.6 22.خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز. 23.قتل ابن زیاد ابن زیاد در روز عاشورای سال 67ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد7.حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.8 ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:"روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود".سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید. 24. قیام حضرت مهدی علیه السلام به روایتی حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد.9 25.وفات ام سلمه در این روز در سال 62-63 ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.10 نام او هند پدرش ابی امیة، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیرة بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد. سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود. بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن . عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود. ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم-به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است: 1.بار ها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است... 2.ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است. 3.ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود. 4.ام سلمه حدیث "نحن معاشر النبیاء لانورث .."را -که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داد-تکذیب کرد. 5.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد،و به آن حضرت پیغام داد:"اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم. 6.بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود.بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت:"مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است ." 7. روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام  نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند:"هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن ". آن سه نفر آن نشانه را نداشتند ،و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود. 8.هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، وعرض کرد:"یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم؟"فرمودند:"ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم". وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.11 1.ارشاد:ج2 ص133.اعلام الوری :ج1ص420.کشف الغمة:ج2ص40.توضیح المقاصد:ص3.مسار الشیعه:ص25.کافی ج2ص484.تهذیب شیخ طوسی:ج6ص42. زاد المعاد:ص306. معالی السبطین:ج2ص5.مصباح کفعمی:ج2ص594.مصباح المهتجد:ص712. مقتال الطالبیین:ص78. 2.زاد المعاد:ص-307-306. 3.توضیح المقاصد:ص3..مسار الشیعه:ص25. 4.منتخب التواریخ:ص228. 5.بحار الانوار:ج45ص218.وسائل الشیعة:ج4ص213. 6.اعلام الوری :ج1ص470.منتهی الآمال:ج1ص401.فیض العلام:ص155. 7.تتمة المنتهی:ص90.قلائد النحور:ج ذی الحجة،ص424.استیعاب:ج1ص396. البدایة و النهایة:ج8ص310. 8.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215. 9.اعلام الوری :ج2ص.بحار النوار:ج95ص190. 10.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215. 11.ریاحین الشزیعة:ج2ص283-305. وقایع شب یازدهم ماه محرم: 1. شام غریبان کربلا نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت. آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟ با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟ شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟ تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند! آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . "سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور."1 2.سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.2 1.از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها. 2.فیض العلام:ص155-156. روز یازدهم ماه محرّم الحرام: ا. حرکت کاروان اسراء از کربلا عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.1 2. تشکیل مجلس ابن زیاد روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.2 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.3نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.4 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص184. فیض العلام :ص156. معالی السبطین:ج2ص90. 2.اعلام الوری:ج1ص471. 3.اعلام الوری:ج1ص471. 4.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص204. روز دوازدهم ماه محرّم الحرام: 1. دفن شهدای کربلا روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1 2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند. مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد. 1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132. 2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25. 3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205. 4.توضیح المقاصد:ص3. 5.الوقایع الحوادث:ج 4 ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256 روز سیزدهم ماه محرّم الحرام: ا.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.1 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.2 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.3 4.شهادت عبدالله بن عفیف عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود. او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.4 1.الوقایع الحوادث:ج4ص 63.وقایع الایام:تتمه محرم،ص256. 2. .الوقایع الحوادث:ج محرم ص 94.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263. 3. الوقایع الحوادث:ج محرم 96.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263. 4.وقایع الحوادث:ج4ص 80،87_88.   روز پانزدهم ماه محرّم الحرام: 1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.1البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند. 1.وقایع الایام :تتمه محرم،ص281. روز نوزدهم ماه محرّم الحرام: 1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.1زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.2 1. الوقایع الحوادث:ج4ص114. 2.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص133. روز بیستم ماه محرّم الحرام : 1. دفن بدن جون در کربلا بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.1 جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد. هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز. جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟ جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند. با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما. از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.2 1. منتخب التواریخ :ص311. 2. وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص115 روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام: 1.شهادت امام سجاد علیه السلام: در سال 94بنابر قول مشهور 1یا 95 ه ق 2 ،امام زین العابدین علیه السلام در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند. امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء"سنة الفقهاء" گفتند. در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :12 محرم ،18 محرم،19 محرم،2 صفر.3 1.مسار الشیعه :ص26. قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص315.العدد الفویه:ص315. زاد المعاد:ص328. مصباح کفعمی:ج2ص594. مصباح المجتهد:ص729و فیض العلام:ص165. بحار النوار:ج59ص199. 2.اصول کافی :ج2ص491. 3.منتهی الامال :ج2ص37. الوقایع الحوادث:ج4ص278. مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.   روز بیست وششم ماه محرّم الحرام: 1.شهادت علی بن الحسن المثلث در سال 146 ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن 45 سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.1 1. الوقایع  و الحوادث :ج4ص287. منتهی الآمال :ج2 ص37.مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218. روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام: 1. وفات حذیقة بن یمان حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد. حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرةبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند. لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:"اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم."1 این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.2او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند. 2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد در سال 220ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.3 3.ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.4 1. منتهی الآمال :ج1ص120 . اسد الغابة:ج1ص391. 2. مستدرک سفینة البحار :ج5 ص212. الوقایع الحوادث:ج4ص308. مراقد المعارف:ج1ص242. 3. ارشاد :ج2ص295. 4. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص332. روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام: 1. رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحةبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.1 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص 336 1. بحار الانوار :ج28 ص104. 2. بحار الانوار :ج24 ص336 ،ج28ص123،ج31 ص 635. تفسیر نور الثقلین:ج4 ص616. تآویل  الآیات :ج2ص 672. 3.ریاحین الشریعه :ج2 ص 342. البدایه و النهایه :ج5ص 326. 4. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج9ص195. 5..ریاحین الشریعه :ج2 ص 342.الطبقات الکبری:ج8 ص 213. الاصابة:ص
جمعه بیست و ششم آبان 1391 | 18:58 | علی مجد |

        


عیدقدیر خم مبارک 

عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
——————–
روز عید غدیر خم از شریف ترین اعیاد امت من است
پیامبر اکرم(ص)
——————–
نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عید غدیر خم مبارک باد
——————–
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
——————–

خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
——————–
دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد
عید بر شما مبارک
——————–
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آن را به محبت علی بخشیدند
عیدتان مبارک
——————–

تمام لذت عمرم در این است
که مولایم امیرالمومنین است
——————–
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
——————–
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد

عید غدیر مبارک باد

سه شنبه نهم آبان 1391 | 7:28 | علی مجد |

 چرا نهم ذی الحجه را روز عرفه نامیده اند؟

 
روز نهم ماه ذی الحجه الحرام را روز عرفه نامیده اند، روز نیایش و مناجات با خالق هستی؛ چرا که در این روز، درهای رحمت الهی بر روی همه بندگان به ویژه گنهکاران گشوده است و همه گنهکاران در این روز، چشم امید خود را به خدای خود دوخته اند و از دنیا بریده و به خدا نزدیک می شوند.


در این روز دعا به استجابت نزدیک است و هر ناامیدی، امیدوار بر در خانه الهی دست هایش را به دعا باز می کند. در حدیثی از پیشوای ششم شیعیان، امام جعفر صادق(ع) آمده است:

«اگر شخص گناه ‌کاری نتواند در شب‌های قدر، از قدر و منزلت خود به نحو احسن استفاده کند وبهره گیرد، می‌تواند در این روز (روز عرفه) از رحمت الهی برخوردار گردد.»

اما چرا این روز، به روز عرفه مشهور است و یا به بیان دیگر، وجه تسمیه این روز چیست؟

در پاسخ به این سوال می توان گفت؛ عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 کیلومتر مربع در شرق مکه معظمه، اندکى متمایل به جنوب که در میان راه طائف و مکه قرار گرفته است وزائران بیت ‏الله الحرام در نهم ذى الحجه، از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند.

در نقلى آمده است که آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به کره خاکى، در این سرزمین یکدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات» و این روز «عرفه» نام گرفته است. همچنین گفته‌اند که جبرئیل هنگامی که مناسک حج را به ابراهیم می‌آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد و نیز گفته‌اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‌کنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می‌دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است.

پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 7:24 | علی مجد |

ویژه
نامه شهادت امام محمد
باقر (علیه السلام)

بسم الله الرحمن الرحيم
آفتاب صبح دم، سنگ مزارغربتت
* - * - *
اى زمین و آسمان سوگوار غربتت
اى گریبان خزان، چاک از بهارغربتت
* - * - *
بر جبین فصل‏ها هر یک نشان داغ توست
این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه. این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه‏اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی می‏جوشید و از زبانش باران حدیث می‏بارید، چهره در خاک کشیده است؛ مظلوم و غریب .
هفتم ذی الحجه سالروز شهادت امام مؤمنان و پنجمین پیشوای عطوف شیعیان،امام محمد بن علی الباقرعلیهم السلام را به محضر آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم .
 ویژه نامه امام محمد باقر علیه السلام
 کارت پستال بمناسبت شهادت امام باقر علیه السلام
 گالری تصاوير از قبرستان بقیع
 زیارت نامه امام باقر علیه السلام با نوای مداحان مشهور
 صلوات مخصوص امام باقر علیه السلام
 مداحی بمناسبت شهادت امام محمد باقر علیه السلام
 پیامک تسلیت شهادت امام باقر علیه السلام
 کلیپ های تصویری بمناسبت شهادت امام باقر علیه السلام
 ارسال کارت پستال تسلیت شهادت امام باقر علیه السلام برای دیگران

پایگاه موسسه جهانی سبطین علیهما السلام
دوشنبه یکم آبان 1391 | 19:23 | علی مجد |

شب قدر؛ شب تقدیر امور سال آینده
در بین ایّام و لیالی ماه مبارک رمضان، شب‏های قدر از نظر اجابت دعا مورد تأکید خاص قرار گرفته است؛ به گونه ای که در روایات متعدد بر این مطلب و آثار آن سفارش شده است که: "هر که شب قدر را اِحیا بدارد، گناهان او آمرزیده شده است".
لیلة القدر کدام شب است؟
در روایات منقول از ائمه اطهار(ع) از بین سه شب از ماه مبارک رمضان، یعنی شب نوزدهم و بیست‏ ویکم و بیست‏ و‏سوم، بر دو شب بیست‏ و‏یکم و بیست‏ و‏سوم بیشتر تأکید شده است. در روایتی از امام باقر(ع) سؤال شد که شب قدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند: یا شب بیست‏و‏ یکم است و یا شب بیست‏و‏سوم؛ به حضرت عرض شد مگر شب قدر یک شب نیست؟ حضرت فرموند: بله، یک شب است. عرض شد پس شما بفرمایید کدام یک از آنها است؛ چرا می‏فرمایید یا این یا آن؟! که امام جواب دادند: چه می‏شود که تو در دو شب اعمالی را که وارد شده است انجام دهی و در آن دو شب دعا کنی!؟
درجه‏ بندی شب‏های قدر از نظر اهمیّت
بر اساس روایات اسلامی شبهای قدر دارای مراتب اهمیت است؛ شب نوزدهم، شبِ بررسی سوابق است. شبی است که اعمال را بررسی می‏کنند و شب تقدیر و اندازه‏گیری کردن امور نسبت به سال آینده است. شب بیست‏ویکم، شبی است که بعد از آنکه امور و سوابق آن بررسی شد، در آن شب ثبت و ضبط می‏شود؛ یعنی امور سال آینده را می‏نگارند. شب بیست‏ وسوم هم شبِ توشیح و امضا است.
راه دعا را گم نکنیم! توبه آغاز استجابت دعا
از ائمه اطهار(ع) در مورد مکان و زمان و آداب دعا آموزه هایی بسیاری به ما رسیده است؛ شخصی از امام صادق(ع) سؤال کرد که من دعا می‏کنم ولی دعاهایم به اجابت نمی‏رسد؛ چه کار کنم؟ مگر خدا نگفته است «اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم»؟ حضرت می‏گوید: تو راه دعا را گم کرده‏ای؛ دعا راه دارد. اگر از خدا تقاضا کنی- امّا از همان راه دعا- اگرچه گناهکار هم باشی، جوابت را به تو می‏دهد.

بعد حضرت به او دستورالعمل می‏دهد؛ ابتدا مسأله حمد و ثنای الهی را مطرح می‏فرماید و بعد این جمله را می گوید: پیش خدا که رفتی، به یکایک گناهانت اعتراف کن و از گناهانت به مقداری که یادت می‏آید، اقرار کن و چیزهایی که بر تو پوشیده است را اجمالاً اعتراف کن. بعد آنجا عذرخواهی کن و طلب آمرزش کن. بعد هم در دلت، نه زبانت، بنا بگذار که دیگر این کارها را نکنی. و طلب مغفرت با حالت پشیمانی و صدق نیّت و با خوف و رجا باشد. آن وقت، حضرت این را در یک قالب می‏ریزند و می‏فرمایند: حالا که می‏خواهی با خدا حرف بزنی، بگو خدایا من معذرت می‏خواهم از گناهانم؛ من از تو می‏خواهم که از من بگذری و توبه‏ام را بپذیری.

سپس امام(ع) می فرماید: «فَأَعِنِّی عَلَى طَاعَتِکَ وَ وَفِّقْنِی لِمَا أَوْجَبْتَ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ مَا یُرْضِیکَ» یعنی تنها خواسته‏ات این نباشد؛ از خدا فقط نخواه که از گناهانت بگذرد؛ بلکه از خدا بخواه که خدا کمکت کند که مطیع خدا باشی.
دعا برای دیگران، موجب تسریع در استجابت دعا می شود
آیت الله مجتبی تهرانی در یکی از سخنرانی های خود با اشاره به روایات اسلامی یکی از راههای اجابت دعا را در دعا برای دیگران خوانده و می گوید: در روایات بسیار داریم که در حقّ دیگران دعا کردن، موجب فزونی برای فرد دعاکننده می شود. یکی از عواملی که در زیادتی نسبت به حاجات مؤثر است، دعا کردن برای غیر است. ممکن است بسیاری از گرفتاری‏ها را نداشته باشیم اما مسلّماً افرادی هستند که مبتلا به آن گرفتاری‏ها هستند. عکس آن هم همین‏طور است. اگر من برای همه دعا کنم، اثرش این است که اوّلاً آن گرفتاری‏ها از او برطرف می‏شود و ثانیاً دیگر به سراغ من نمی‏آید. این‏ها همه معارف ما است.

وی تأکید می کند: اینکه ما در روایاتمان داریم که لیالی قدر، اطراف این مجالس را فرشتگان الهی گرفته‏اند و نازل شده‏اند و برای ما دعا می‏کنند، چه بسا اشاره به همین باشد. چه بسا این داعی خودش به آنچه که محتاج است، اصلاً توجه ندارد تا درخواست کند؛ اینجا اگر ما برای دیگران دعا کنیم، آن فرشته‏ها که از احتیاجات ما آگاهند، برای ما دعا می‏کنند.
حُبّ علی(ع) به طاعاتت جان می‏بخشد
آیت الله مجتبی تهرانی با اشاره به روایتی از پیغمبر اکرم(ص) در مورد تأثیر حب امام علی(ع) بر جان بخشی طاعات تأکید می کند: پیامبر(ص) فرمود: اگر کسی علی(ع) را دوست بدارد، ـ‏نفرمود شیعه علی باشد؛ بلکه فرمود همین که علی(ع) را دوست داشته باشدـ این محبّت علی(ع) به اعمال و طاعاتش جان می‏بخشد و اسکلت اعمال ظاهری‏اش را زنده می‏کند؛ خدا نماز‏هایش را قبول می‏کند؛ روزه‏هایی که گرفته است را خدا از او قبول می‏کند؛ عبادت‏هایی را که کرده است، همه را می‏پذیرد. بعد هم دارد: «وَ اسْتَجَابَ دُعَائَهُ»؛ عجب! پس معلوم می‏شود یکی از عوامل اجابت دعا، حُبّ علی(ع) است. این جزء معارف ما است... بدانید که معصیت‏ها با یک توجه و یک معذرت‏خواهی تمام است و بخشوده می‏شود؛ از آن طرف، اطاعت‏های دست‏وپا شکسته ما را هم حُبّ علی(ع) جان می‏بخشد و روح می‏دهد و آنها را زنده می‏کند.
سائل ماه مبارک محروم نمی‏شود
ماه مبارک رمضان بر روی اجابت دعا مؤثّر است. در روایتی از پیغمبر اکرم(ص) آمده است که حضرت فرمودند: "به ‏یادآورنده خدا در این ماه آمرزیده است و سؤال کننده در این ماه، محروم نمی‏شود." در روایت دیگر از پیغمبر اکرم(ص) آمده که فرمودند: خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان سه مرتبه این جملات را می‏فرماید: آیا درخواست کننده‏ای هست، تا من درخواستش را به او عطا کنم؟ آیا کسی هست که توبه کند، تا من توبه او را بپذیرم؟ آیا کسی هست که از من طلب آمرزش کند، تا من او را بیامرزم؟

در روایات متعدد داریم که از ناحیه خداوند تمام درب‏های عِلوی و سماوی باز است و حتی در روایتی چنین آمده است که در این ماه خداوند، دربانی برای خودش قرار نداده است. همه درب‏ها باز است و دربانی ندارد. «أتَاکُمْ رَمَضانُ شَهْرٌ مُبارَکٌ، فَرَضَ اللهُ عَلیْکُمْ صِیَامَهُ تُفْتَحُ فِیهِ أبْوَابَ السَّمَاءِ».(جامع الاصول، ۹، ۲۵۸) ماه رمضان به سوی شما آمده است و ماهی پر برکت است که خداوند روزه آن را بر شما واجب گردانیده و درهای آسمان در آن باز شده است.
شبِ سجده، نماز، تسبیح، تلاوت قرآن و دعا
شب قدر، شبی است که در‏های آسمان‏ها در آن شب باز است و بر روی هیچ‏کس بسته نیست و شبی است که هر سجده در آن، اثرش این است که درختی در بهشت برای سجده کننده غَرس می‏شود. شبی است که هر رکعت نماز در آن شب، موجب می‏شود خانه‏ای در بهشت از یاقوت و زبرجد و لُؤلُؤ برای آن شخصی که نماز خوانده است، تهیه شود. به ازای هر آیه‏ای که تلاوت می‌شود، تاجی از تاج‏های بهشتی به قاری آن داده می‏شود. شبی است که هر تسبیح برای گوینده‌اش پرنده‌ و طائری در بهشت می‏شود. شبی است که هر چه در آن برای سال آینده تقدیر شود، تبدیل نمی‏شود مگر به مشیت حق تعالی. شبی است که دعای احدی در آن شب رد نمی‏شود.(البته کسی که عاق والدین، شارب خمر، قاطع رحم است و عداوت و کینه مؤمنی در دل دارد دعایش مستجاب نمی شود)
شب قدر؛ شبِ تقدیر امورِ سال آینده
بر اساس روایات، هر سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، از لیالی قدر است و به حسب روایات "شب های قدر آغاز سال جدید و پایان سال گذشته است". امام صادق(ع) فرمودند: «فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ التَّقْدِیرُ»؛ یعنی در شب نوزدهم ماه مبارک، همه امور تقدیر می‌شود. «وَ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ الْقَضَاءُ».(وسائل الشیعه، ۱۰، ۳۵۷) و شب بیست و یکم ترسیم می‏شود. در بعضی روایات «الإبرام» آمده است؛ یعنی در این شب تقدیرها ثبت و ضبط می‌شود. فرشتگان و کارگزاران عالم در شب نوزدهم همه امور را بررسی می‏کنند و در شب بیست و یکم ثبت و ضبط می‏کنند و همه تقدیراتِ ثبت شده، در شب بیست و سوم امضا می‌شود. تعبیر بعضی از روایات نسبت به شب بیست و سوم «الإمضاء» است، یعنی این امور تقدیر شده، توشیح می‏شود و به امضاء ولیّ‏الله‏الأعظم می‏رسد.
هرچه کردی نشد؟! حالا بیا
آیت الله مجتبی تهرانی در مورد چگونگی تضرع به درگاه الهی در شبهای قدر می گوید: امشب باید سربه‏زیر به درگاه الهی برویم. باشیم. خدایا ما درمانده­ایم؛ سال گذشته به هر وسیله­ای که به ذهنمان می­رسید برای رفع مشکلاتمان متوسل شدیم، اما نتوانستیم؛ هر چه تدبیر کردیم کاری از پیش نبردیم؛ حالا جمع شده­ایم و به سراغ تو آمدیم که کلید گشایش تمام گرفتاری­ها به دست قدرت تو است.

خدا به ما وعده کرده است که بیا، من جوابت را می­دهم. در آن روایت بود که خدا امشب می­گوید: «هَل مِن سائلٍِ»؛ آیا کسی هست که از من بخواهد، تا من به او بدهم؟ خودش اجازه داده است که بیاییم و با خواری و خاکساری از او درخواست کنیم. بد کرده­ای؟ بیا و توبه کن. «هَل مِن تائبٍ فأتوبَ عَلیه»؛ من توبه­ات را قبول می­کنم. «هَل مِن مُستغفِر»؛ آیا کسی هست که بیاید از من پوزش بطلبد تا من او را بیامرزم؟
با «شفیع و وسیله» بیا
بله، یک عامل دیگر هم ما داریم و در این شُبهه­ای نیست و آن عامل، این است که خودِ خدا گفته است حالا که سابقه­ات خراب است و رویَت نمی­شود پیش من بیایی، حالا که شرمنده هستی، بیا یک کاری کن؛ «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ». (سوره مائده، آیه ۳۵) آن کسی که پیش من آبرو دارد را همراه خودت بیاور.

ما هم همین­طور هستیم که اگر یک کاری داشته باشیم و به کسی که از او درخواست داریم بد کرده باشیم و رو نداشته­ باشیم که پیش او برویم، پیش یک آبرو­مند می­رویم و می­گوییم تو بیا و دست ما را بگیر تا نزد او برویم، بیا و این مشکل ما را تو حل کن. بهترین وسیله برای پیش خدا رفتن، علی(ع) است.
التماس دعا

چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 19:16 | علی مجد |

آشنایی با برخی اعمال مشترک و مخصوص شب‌های قدر

آشنایی با برخی اعمال مشترک و مخصوص شب‌های قدر
اندیشه > دین  - همشهری آنلاین:
شب‌های قدر از جمله اوقات بسیار پرفضیلت ماه مبارک رمضان هستند که درهای رحمت الهی در آنها باز و فرصتی ارزشمند برای طلب حوائج دنیوی و اخروی از خداوند متعال فراهم است، آشنایی با برخی اعمال این لیالی ضرورتی به منظور کسب خیرات و برکات معنوی پیش بینی شده برای این ایام است.

دسن

more  چه ‌مبارک ‌سحری‌ بود‌ و ‌چه‌ فرخنده شبی / از ‌‌القبر تا ‌القدر / شبی روشن‌تر از صبح / قدرشناسی «قدر» / قدر قادر / شب قدر و علم آموزی / ظرف تقدیر از زلال اذن الهی / دانست،خواست و مقدر کرد / شبی که از هزار شب، برتر است / تلاقی‌ علی (ع) ‌با‌ شبی ‌ازلی / رمضان، ادبیات اقتدار /

دسن

آشنایی با برخی اعمال این لیالی ضرورتی به منظور کسب خیرات و برکات معنوی پیش بینی شده برای این ایام است. گروه اندیشه خبر گزاری مهر آورده است:  اعمال شب قدر به دو بخش اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می‌شوند.

اعمال مشترک شب‌های قدر

مقارن غروب آفتاب شب قدر، غسل شود.

دو رکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بار ذکر استغفار گفته شود .

قرآن به سرگرفتن و خدا را به چهارده معصوم سوگند دادن.

زیارت امام حسین (ع).

احیای این شب‌ها.

اقامه صد رکعت نماز به صورت دو رکعتی و افضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

قرائت دعای جوشن کبیر.

طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت.

ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.

اعمال مخصوص شب نوزدهم

- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"

- دعای اللّهُمَّ اجْعَلْ فِیما تَقْضِی وَفِیما تُقَدِّرُ ، مِنَ الأَمْرِ الْمَحْتُومِ ، وَفِیما تَفْرُقُ مِنَ الأَمْرِ الْحَکِیمِ ، فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذِی لاَ یُرَدُّ وَلاَ یُبَدَّلُ ، أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِی عامِی هذا ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ ، الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمُ ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ ، الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ ، وَاجْعَلْ فِیما تِقْضِی وَتُقَدِّرُ أَنْ تُطِیلَ عُمْرِی ، وَتُوَسِّعَ لِی فِی رِزْقِی

- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه "

اعمال مخصوص شب بیست و یکم

- لعن بر قاتل امیرالمومنین

- دعای اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاقْسِمْ لِی حِلْماً یَسُدُّ عَنِّی بابَ الْجَهْلِ ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَة ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنِّی بابَ کُلِّ فَقْر ، وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنِّی کُلَّ ضَعْف ، وَعِزّاً تُکْرِمُنِی بِهِ عَنْ کُلِّ ذُلٍّ ، وَرِفْعَةً تَرْفَعُنِی بِها عَنْ کُلِّ ضَعَة ، وَأَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنِّی کُلَّ خَوْف ، وَعافِیَةً تَسْتُرُنِی بِها عَنْ کُلِّ بَلاء ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لِی بِهِ کُلَّ یَقِین ، وَیَقِیناً تُذْهِبُ بِهِ عَنِّی کُلَّ شَکٍّ ، وَدُعاءً تَبْسُطُ لِی بِهِ الإِجابَةَ فِی هذِهِ اللَیْلَةِ وَفِی هذِهِ السَّاعَةِ ، السَّاعَةَ السَّاعّةَ السَّاعَةَ یَا کَرِیمُ ، وَخَوْفاً تَنْشُرُ لِی بِهِ کُلَّ رَحْمَة ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَیْنِی وَبیْنَ الذُّنُوبِ حَتَّى أُفْلِحَ بِها عِنْدَ الْمَعْصومِینَ عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ .

- زیارت حضرت علی(ع)

اعمال مخصوص شب بیست و سوم

- تلاوت سوره های عنکبوت و روم که امام صادق (ع) فرمود: تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است

- هزار مرتبه سوره قدر

- خواندن و تکرار دعای أَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَة وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً . یَا مُدَبِّرَ الأُمُورِ ، یَا باعِثَ مَنْ فِی القُبُورِ ، یَا مُجْرِیَ البُحُورِ ، یَا مُلَیِّنَ الحَدِیدِ لِداوُدَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدً وَالِ مُحَمَّد وَافْعَلْ بی ( حاجات خود را بخواهد ) اَللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ .

- دعای اللّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمْرِی ، وَأَوْسِعْ لِی فِی رِزْقِی ، وَأَصِحَّ لِی جِسْمِی ، وَبَلِّغْنِی أَمَلِی ، وَإِنْ کُنْتُ مِنَ الأَشْقِیاءِ فَامْحُنِی مِنَ الأَشْقِیاءِ وَاکْتُبْنِی مِنَ السُّعَداءِ ، فَإِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتابِکَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ : یَمْحُواْ اللّهُ مَا یَشاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ .

- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی ...

سه شنبه سوم مرداد 1391 | 17:31 | علی مجد |

آشنایی با روزه و روزه‌داری از نگاه اهل بیت (ع)

اندیشه > دین  - روزه از ابعاد مادی و معنوی، جسمی و روحی دارای فواید بسیاری است

روزه جسم و روح را پالایش می‌کند، اگر در روزه‌‌داری به تمامی جهات توجه کنیم در پایان ایام روزه‌داری، روح و جسمی تزکیه شده خواهیم داشت، پیامبر و اهل بیت در مورد روزه توصیه‌ها و حکمت‌های بسیاری دارند.

پیامبر اکرم (ص) و روزه

پیامبر خدا فرمود : صوموا تصحوا . روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید.

حضرت رسول در روایت دیگری می فرماید : لکل شیء زکاة و زکاة الابدان الصیام. برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن‌ها روزه است.

و نیز ایشان در جایی دیگر می‌فرماید: المعدة بیت کل داء، والحمئة رأس کل دواء. معده مرکز و خانه هر دردی است و پرهیز و اجتناب ( از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن ) اساس و رأس هر داروی شفا بخش است.

حضرت علی (ع) و روزه

امام در قسمتی از یکی از خطبه ها می فرماید: و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.

با روزه گرفتن‌های دشوار، در روزهایی که واجب است، اندام‌ها با این کار آرام میگیرد و دیده ها خاشع و جان‌ها خوار می‌گردد و دل‌ها سبک می‌شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادت‌ها زدوده می‌گردد. و با گزاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد می نمایند و اینکه با روزه داری شکم‌ها به پشت می رسند.

روزه؛ آزمایش اخلاص

حضرت علی (ع) در جای دیگری می‌فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق. روزه برای آزمایش نمودن اخلاص مردم است.

روزه؛ سپر در مقابل عذاب الهی

حضرت در قسمتی دیگر از نهج البلاغه می‌فرماید: صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب. در این بحث امام یکی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را، سپر و مانع در مقابل عقاب الهی دانسته اند. یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

امام رضا (ع) و روزه

وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می‌پرسند، می فرماید: همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواری های گرسنگی و تشنگی را دریابند و آنگاه استدلال کنند بر سختی های گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت که پیامبر اکرم در خطبه شعبانیه فرمود  واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة. به وسیله گرسنگی و تشنگی از روزه داریتان، گرسنگی‌ها و تشنگی های روز قیامت را به یاد آورید، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک برای قیامت می اندازد تا جد و جهد بیشتری در کسب رضای خدا بنماید.

امام رضا (ع) در جایی دیگر درباره فلسفه روزه این چنین می‌فرماید: علت روزه برای درک درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده، ذلیل، متضرع و صابر باشد. همچنین در روزه شکستگی شهوات وجود دارد.

سه شنبه سوم مرداد 1391 | 17:27 | علی مجد |



ميلاد امام زمان (عج)    





نشانه هاي ظهور


چهره امام مهدي (عج) در آينه القاب


نشانه‏ هاى ظهور

بررسى تطبيقى نشانه‏ هاى ظهور

يكى از باورهاى مشترك ميان همه اديان الهى، اعتقاد به ظهور منجى و رهاننده‏اى است كه مى‏آيد و جهان را مملو از نور و نيكى مى‏كند. ظهور اين منتظر نيز با وقايع و حوادثى خاص توام است كه در منابع اديان مختلف، كم و بيش مشابهت‌هايى ميان آنها ديده مى‏شود. اين مقاله نگاهى تطبيقى به برخى نشانه‏ هاى ظهور در اسلام و مسيحيت دارد كه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

نشانه‏هاى ظهور

رخدادهايى كه بر اساس پيش‏بينى معصومين(عليهم السلام) در آستانه ظهور موعود(عج) پديد خواهند آمد، نشانه‏هاى ظهورند و اگر چه زمان ظهور بر هيچ ‏كس روشن نيست اما، تحقق اين نشانه‏ها نويدبخش نزديكى ظهور است .

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .

در سخنان عيسى مسيح (عليه السلام) و نيز نوشته‏هاى رسولان او نشانه‏هايى از هر دو گونه ذكر شده است كه با آنچه در روايات ما آمده، هماهنگي‌هاى كلى دارد. برخى از اين نشانه‏ها عبارتند از:

1- صيحه آسمانى:

يكى از حوادثى كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر (عج) رخ مى‏دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى‏رساند. شيخ طوسى، نعمانى و شيخ صدوق در كتاب‌هاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده‏اند كه در اينجا به يك مورد اشاره مى‏شود:

نعمانى به سند خود از امام محمد باقر (عليه السلام) چنين نقل مى‏كند: (1)

«آن نداى آسمانى بر نخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى‏شود و نام قائم را در همه جا طنين‏انداز مى‏سازد تا آنجا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت ‏شنيدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بيدار شده و هر كس برپا ايستاده ناچار به نشستن مى‏شود و هر كس بر زمين نشسته به ناگاه از جاى برمى‏خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.»

در باور مسيحيان نيز از نشانه‏هاى آمدن منجى، ندايى است كه از آسمان برمى‏خيزد و ياران مسيح را گرد هم مى‏آورد:

و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنيا مرا خواهند ديد كه در ميان ابرهاى آسمان، با قدرت و شكوهى خيره كننده مى‏آيم و من فرشتگان خود را با صداى بلند شيپور خواهم فرستاد تا برگزيدگان مرا از گوشه و كنار زمين و آسمان گرد آورند. (2)

2- آتشى از آسمان:

در بعضى از روايات اسلامى به آتش زرد و سرخ خامى اشاره شده كه از مقدمات ظهور حضرت مهدى (عج) است . از امام صادق (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى آتش بزرگى از سوى مشرق مشاهده گرديد كه در بعضى شب‌ها بالا مى‏آيد، در آن هنگام گشايش كار مردم پديد مى‏آيد و اين آتش اندكى قبل از ظهور قائم خواهد بود. (3)

و از امام باقر (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى از جانب مشرق آتشى بزرگ و سرخ خام مشاهده نموديد كه سه يا هفت روز بالا مى‏آيد . در آن هنگام به خواست‏ خدا منتظر فرج آل محمد (صلي الله عليه و آله) باشيد و خدا عزيز و حكيم است. (4)

در نسخه خطى ابن حماد از ابن معدان نقل شده است كه گفت: (5)

وقتى در ماه رمضان ستونى از آتش از جانب شرق در آسمان مشاهده نموديد تا مى‏توانيد مواد غذايى و خوراك تهيه نماييد كه آن سال قحطى خواهد بود.

در انجيل لوقا نيز از آتشى شبيه آنچه در روايات اسلامى آمده به عنوان نشانه‏اى از ظهور ياد شده است:

در آن زمان، دنيا مانند زمان لوط خواهد بود كه مردم غرق كارهاى روزانه‏شان بودند، مى‏خوردند و مى‏نوشيدند و خريد و فروش مى‏كردند، مى‏كاشتند و مى‏ساختند تا صبح روزى كه لوط از شهر سدوم بيرون آمد و آتش گوگرد از آسمان باريد و همه چيز را از بين برد. بلى به هنگام بازگشت من، اوضاع دنيا به همين صورت خواهد بود. (6)

3- خروج دجال:

اين نشانه، در كتاب‌هاى اهل سنت، از نشانه‏هاى برپايى قيامت دانسته شده است ولى در منابع روايى شيعه، از نشانه‏هاى ظهور به شمار مى‏رود. بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى‏شود، دجال فردى است كه در آخرالزمان و پيش از قيام مهدى (عج) خروج مى‏كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت‏انگيز جمع زيادى از مردم را مى‏فريبد و سرانجام به دست عيسى مسيح (عليه‌السلام) در كنار دروازه «در» در منطقه شام به هلاكت مى‏رسد. (7)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مى‏فرمايد:

قيامت ‏برپا نمى‏شود، تا وقتى كه مهدى (عليه السلام) از فرزندانم قيام كند و مهدى (عج) قيام نمى‏كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند. (8)

يا مى‏فرمايد:

پيشاپيش برپايى قيامت، خروج دجال است و پيش از دجال، سى دروغگو، يا بيشتر خروج خواهند كرد. (9)

در كتاب مقدس نيز اطلاعات جامعى پيرامون دجال آمده است. البته واژه دجال (antichrist) تنها در مسايل يوحنا وارد شده اما ادعا شده است كه در مكاشفه يوحنا، وسايل پولس و با صراحت كمترى در اناجيل و كتاب دانيال نيز مترادف‌هاى اين واژه به كار رفته است. (10)

در مسايل يوحنا آمده است:

فرزندان عزيزم، پايان دنيا نزديك شده است. شما حتما درباره ظهور دجال كه دشمن مسيح است چيزهايى شنيده‏ايد . حتى الان نيز مخالفين مسيح همه جا ديده مى‏شوند. (11)

يوحنا نيز از چندين دجال سخن مى‏گويد ولى بين دجالان بسيار و يك دجال فرق مى‏گذارد:

دجال مى‏آيد. الحال هم دجالان بسيار ظاهر شده‏اند. (12)

4- خسوف و كسوف:

يكي ديگر از نشانه‏هاى ظهور، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است كه در احاديث فراوانى از آنها نام برده شده است .

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. (13)

در منابع مسيحى نيز سخن از خورشيد گرفتگى و تيرگى ماه به عنوان نشانه‏هاى ظهور به ميان آمده است:

پس از اين مصيبت‌ها، خورشيد تيره و تار خواهد شد و ماه، ديگر نخواهد درخشيد، ستاره‏ها خواهند افتاد و آسمان دگرگون خواهد شد. آنگاه تمام مردم، مرا خواهند ديد كه در ابرها با قدرت و شكوه عظيم مى‏آيم. (14)

5- جنگ‌هاى خونين و قتل‌هاى فراوان:

روايت‌هاى اسلامى خبر از وقوع جنگ‌ها، فتنه‏ها و آشوب‌هاى گسترده و فراوان در آخرالزمان و در آستانه ظهور امام مهدى (عج) مى‏دهند، فتنه‏هايى كه پى‏درپى مى‏رسند و سرزمين‌هاى بسيارى را در برمى‏گيرند .

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از اين فتنه‏ها چنين ياد مى‏كنند:

فتنه‏اى به پا مى‏شود و به دنبال آن فتنه‏اى ديگر برمى‏خيزد. فتنه اولى در مقايسه با دومى همانند تازيانه خوردن است در مقايسه با ضربات لبه تيز شمشير! سپس فتنه‏اى پديد مى‏آيد كه همه محرمات در آن حلال شمرده شود، آنگاه خلافت‏ به بهترين مردم روى زمين مى‏رسد در حالى كه او در خانه‏اش نشسته باشد. (15)

و نيز در جايى ديگر فرمودند:

بعد از من چهار فتنه بر شما فرود آيد كه در اولى خون‌ها مباح مى‏شود، در دومى خون‌ها و ثروت‌ها مباح مى‏گردد، در سومى خون‌ها و ثروت‌ها و ناموسه‌ا مباح مى‏شود و در چهارمى آشوبى كور و كر جهان را مضطرب مى‏سازد. (16)

در منابع مسيحى نيز به وقوع جنگ‌ها و قتل‌هاى فراوان اشاره شده است:

از دور و نزديك خبر جنگ‌ها به گوشتان خواهد رسيد. اما پريشان نشويد، زيرا جنگ‌ها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنيا در آن زمان نيست. (17)

قوم‌ها و ممالك جهان با يكديگر به ستيز برخواهند خاست. (18)

در نقاط دور و نزديك جنگ‌هاى بسيارى بروز خواهد كرد ولى اين علامت فرا رسيدن آخر زمان نيست . (19)

6- زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى:

علامه مجلسى، در باب نشانه‏هاى ظهور، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مى‏شود، پيشگويى شده است. از جمله: رشوه‏خوارى، قماربازى، شرابخوارى، زياد شدن زنا، لواط، قطع صله رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم‏فروشى، بى‏اعتنايى به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيورآلات، گزاردن حج‏ به انگيزه‏هاى مادى و براى غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروى از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه‏هاى عظيم در فساد و ابتذال و بى‏دينى، چاپلوسى و تملق‏گويى و ... (20)

در باور مسيحيان نيز به افزايش گناه و فساد به عنوان نشانه‏هاى ظهور و حوادث آخرالزمان اشاره شده است:

اين را نيز بايد بدانى كه در زمان‌هاى آخر، مسيحى بودن بسيار دشوار خواهد بود زيرا مردم خداپرست، پول‏دوست، مغرور و متكبر خواهند بود، و خدا را مسخره كرده، نسبت‏ به والدين نامطيع و ناسپاس خواهند شد و دست‏ به هر عمل زشتى خواهند زد. مردم سنگدل و بى‏رحم، تهمت‏زن و ناپرهيزكار، خشن و متنفر از خوبى خواهند بود و كسانى را كه مى‏خواهند زندگى پاكى داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خيانت در دوستى امرى عادى به نظر خواهد آمد، انسان‌ها خودراى، تندخو و مغرور خواهند بود و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست‏ خواهند داشت. به ظاهر افرادى مومن، اما در باطن بى‏ايمان خواهند بود. فريب اينگونه اشخاص خوش ظاهر را نخور. (21)

بسيارى برخاسته، خود را نبى معرفى خواهند كرد و عده زيادى را گمراه خواهند نمود، گناه آنقدر گسترش پيدا خواهد كرد كه محبت ‏بسيارى سرد خواهد شد . (22)

كلام آخر:

با توجه به اين نشانه‏ها و نيز علائمى ديگر كه بى‏شك واقع خواهد شد و معصومين (عليهم السلام) به آنها اشاراتى فرموده‏اند، به نزديكى باور مسلمانان و مسيحيان پيرامون موضوع آخرالزمان پى مى‏بريم و اين امر مى‏تواند سرآغازى براى مطالعه‏اى دقيق‏تر در خصوص مهدويت‏ باشد . ان‏شاءالله

پى‏نوشت‌ها:

1- در انتظار موعود، ص‏103 .

2- متى، 24: 30 و 31 .

3- بحارالانوار، ج‏52، ص‏240 .

4- بحارالانوار، ج‏52، ص‏230 .

5 - عصر ظهور، ص‏297 .

6- لوقا، 17: 28 و 29 و 30 .

7- حوزه، ش‏71، ص‏262 .

8- ارشاد، ج‏2، ص‏371 .

9- بحارالانوار، ج‏52، ص‏300 .

10- موعود، ش‏31، دجال (آنتى كريست در كتاب مقدس) .

11- رساله اول يوحنا، 2: 18 .

12- رساله اول يوحنا، 2: 18 .

13- منتخب‏الاثر، ص‏444 .

14- مرقس، 13: 24، 25، 26 .

15- روزگار رهايى، ص‏894 (به نقل از الحاوى للفتاوى، ج‏2، ص‏136) .

16- همان، ص‏896 .

17- متى، 24: 6 .

18- متى، 24: 7 .

19- مرقس، 12: 7 .

20- حوزه، ش‏71، ص‏273 .

21- نامه دوم پولس به تيمورتائوس، 3 .

22- متى، 24: 11، 12، 13 .

منابع و مآخذ: (به ترتيب اهميت در نقل مطالب)

1. CD نور، 2، جامع‏الاحاديث - مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى .

2 . انجيل عيسى مسيح (ع) .

3 . كامل، سليمان، روزگار رهايى، ترجمه على‏اكبر مهدوى‏پور .

4 . كورانى، على، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالى، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ دوم 1371 .

5 . شفيعى سروستانى، ابراهيم، در انتظار موعود، مؤسسه فرهنگى موعود، چاپ اول 1376 .

6 . حوزه، شماره 71 و 70 ويژه‏نامه حضرت بقية‏الله‏الاعظم (عج)، مهر، آبان، آذر و دى 1374 .

7 . موعود، شماره 31، فروردين و ارديبهشت 1381 (دجال: مترجم اسماعيل نعمت‏الهى) .

منبع:

ماهنامه موعود جوان، ش 26


چهره امام مهدى عليه السلام در آيينه القاب

القاب ائمه اطهار عليهم‏السلام، از آن جمله القاب امام زمان (عجل‏الله‏ تعالى‏فرجه)، يكى از راه‏هاى مهم شناخت ‏خصايل و فضايل آن حجت‏هاى به حق الهى است .

در اين نوشته تلاش مى‏شود تا از طريق ارايه توضيح مختصر در زمينه برخى از لقب‏هاى حضرت بقية‏الله، با ابعاد مختلف ويژگى‏ها و اوصاف آن حضرت از منظر القابى كه براى او تعيين شده است ‏بيشتر آشنا شويم.

براى امام زمان عليه السلام اسامى و لقب‏هاى زيادى ذكر شده است. در كتاب نجم‏الثاقب مرحوم محدث نورى حدود صد و هشتاد و دو نام و لقب و در كتاب نام نامه حضرت مهدى عليه السلام به حدود سيصد و ده اسم و لقب آن حضرت اشاره شده است. گفتنى است كه منشا اصلى اين نام‏ها و لقب‏ها علاوه بر تصريح ائمه اطهار عليهم‏السلام، و پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) ادعيه و زيارتنامه‏هايى است كه براى امام زمان عليه السلام ذكر شده است .

در اينجا به برخى از مهمترين القاب آن حضرت اشاره مى‏كنيم:

1- مهدى: يكى از مشهورترين لقب‏هاى امام زمان عليه السلام مهدى است. درباره علت ناميده شدن آن حضرت به اين لقب روايت‏هاى مختلفى ذكر شده است. حضرت امام محمد باقر عليه السلام مى‏فرمايند:

هنگامى كه مهدى ما قيام كنند ثروت‏ها را به طور مساوى تقسيم و در جامعه به عدالت و دادگرى رفتار مى‏كند. هر كس از او اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است و هر كس او را نافرمانى كند از خدا نافرمانى كرده است. و آن جضرت را «مهدى‏» ناميده‏اند چون به امور پنهان و نهانى هدايت مى‏گردد. (1)

درباره امور نهانى كه آن حضرت به آنها هدايت مى‏شود يا هدايت مى‏كند با توجه به تعابير روايات، نظرات چندى بيان شده است. از آنجا كه در دوره غيبت مخصوصا دوران غيبت كبرى در اثر پيدا شدن تبليغات ضددينى و تفسيرها و برداشت‏هاى نامناسب از احكام دين و نفوذ خرافات و انديشه‏هاى غلط غيردينى به اصول و تعاليم اصيل اعتقادى مردم دين اصلى و حتى قرآن اصلى را فراموش خواهند كرد . آن حضرت پس از ظهور قرآن اصيل و احكام واقعى، اسلام را از لابلاى آن همه تحريفات و تفسيرهاى نادرست‏ بيرون خواهند كشيد به گونه‏اى كه حتى مردم گمان خواهند كرد كه ايشان يك دين و آيين جديدى را مطرح مى‏كنند به اين مناسبت آن حضرت را مهدى مى‏گويند.

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در اين باره مى‏فرمايند:

دوازدهمين فرزندم به گونه‏اى غايب خواهد شد كه اصلا ديده نخواهد شد و در اين دوره غيبت وقايع سختى رخ خواهد داد و در نتيجه طولانى شدن اين دوره زمانى خواهد آمد كه از اسلام جز اسمى و از قرآن جز رسم و خطى، اثرى باقى نخواهد ماند. در آن موقع خداوند متعال به وى اجازه خواهد داد تا قيام كند آنگاه به وسيله او اسلام را تقويت و تجديد خواهد كرد.(2)

بر طبق اين ديدگاه چون حضرت مهدى عليه السلام مردم را به حقايق پنهان شده دينى راهنمايى خواهند كرد او را مهدى مى‏گويند .

ديدگاه ديگر اين است كه قائم آل محمد (صلى الله عليه و آله) را از اين رو مهدى مى‏گويند كه مردم را به امورى كه بر آنها پوشيده است راهنمايى خواهد كرد. وى پس از ظهور جهت ارشاد پيروان اديان ديگر كتاب‏هاى آسمانى تحريف نشده آنها را به آنها نشان خواهد داد و از اين طريق آنها را با دين اصيل خودشان آشنا خواهد ساخت و بر اساس همان احكام تحريف نشده آيين خودشان با آنان رفتار خواهد كرد. در روايتى مى‏خوانيم از جمله كارهاى حضرت امام زمان عليه السلام پس از ظهور اين است كه وى تورات اصلى و انجيل اصلى و ساير كتاب‏هاى انبياى گذشته را از يك مخفيگاه خارج خواهد ساخت.(3)

ديدگاه ديگر اين است كه آن حضرت پس از ظهور، مردم را در تمام زمينه‏هايى كه به بيراهه رفته‏اند ارشاد خواهند كرد تا به راه و شيوه‏هاى درست دست ‏يابند؛ چون انحرافات دوران غيبت تنها در احكام دينى نيست چرا كه در اثر جهل و ناآگاهى در عرصه‏هاى سياسى، علمى و صنعتى نيز مردم دچار اشتباهات زيادى مى‏شوند. طرفداران اين برداشت نيز به برخى از روايات كه مشتمل بر تعابير خاصى هستند تمسك مى‏جويند. به عنوان مثال از امام صادق عليه السلام روايت ‏شده است كه آن حضرت فرمودند:

آن حضرت را مهدى مى‏گويند چون مردم را به امورى كه گم كرده‏اند هدايت مى‏كند. (4)

اين تعبير شامل انحراف سياسى و اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى و ... نيز مى‏شود .

نتيجه آن كه مى‏توان گفت چون امام زمان عليه السلام به بركت علم بى‏نظيرى كه دارند، مردم را در تمام عرصه‏هاى حيات فردى و اجتماعى و علمى و دينى به راه صحيح هدايت ‏خواهند كرد و آنها را از تمام گمراهى‏ها نجات خواهند داد به اين مناسبت آن حضرت را «مهدى‏» مى‏گويند. البته در برخى روايات نيز به اين نكته هم اشاره شده است كه يكى از چيزهاى مخفى كه حضرت مهدى عليه السلام مردم را به آن هدايت ‏خواهند كرد؛ ذخاير زيرزمينى و معادن است كه شايد اين لقب به اين قبيل از عملكردهاى حضرت مهدى عليه السلام نيز دلالت داشته باشد .

2- قائم: گرچه همه انبيا و امامان با توجه به شرايطى كه در آن واقع شده بودند قائم به حق بودند اما حضرت مهدى عليه السلام را بالخصوص قائم لقب داده‏اند. وقتى ابوحمزه ثمالى به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردند:

اى فرزند رسول خدا مگر همه شما اهل‏بيت قيام كننده به حق نيستيد؟

حضرت فرمودند: چرا همه ما براى حق قيام مى‏كنيم .

آنگاه ابوحمزه سؤال مى‏كند:

پس چرا از بين همه اهل‏بيت فقط به صاحب‏الامر عليه السلام قائم گفته مى‏شود؟

حضرت باقر عليه السلام مى‏فرمايند:

موقعى كه حضرت سيدالشهداء عليه السلام به شهادت رسيدند همه فرشتگان آسمان‏ها از اين پيشامد ناراحت و متالم شدند. خداوند متعال به منظور دلدارى آنها امامان نه‏گانه از نسل امام حسين عليه السلام را به آنها نشان دادند آنگاه كه به مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله كه در آن حال مشغول نماز و نيايش به درگاه حضرت حق بودند رسيدند خداوند متعال فرمودند: اين همان قائمى است كه به وسيله قيام او از قاتلان حسين بن على عليهماالسلام انتقام خواهم گرفت. (5)

و امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده‏اند:

مهدى عليه السلام را به خاطر قيامش براى حق قائم ناميده‏اند. (6)

بر اساس اين قبيل روايات چون دوازدهمين جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بزرگترين حكومت و قيام اصلاحى دينى را در طول تاريخ حيات بشر انجام خواهد داد و در سرتاسر حكومت عدل جهانى اسلام را مستقر خواهد ساخت‏ به آن حضرت لقب «قائم‏» داده شده است .

در اين باره روايت‏هاى ديگرى نيز هست كه از بُعد ديگرى اين مطلب را مورد توجه قرار داده‏اند كه البته منافاتى با برداشت دسته اول ندارد. بر طبق اين ديدگاه آن حضرت را قائم مى‏گويند چون سال‏ها پس از غيبت وقتى كه مردم در اثر طول زمان ياد و خاطره آن حضرت را كم كم در اثر مشغول شدن به زينت‏هاى دنيا فراموش كردند، آن حضرت قيام خواهند كرد و حكومت عدل جهانى را در سرتاسر عالم برقرار خواهند ساخت؛ «قائم‏» ناميده شده است .

در اين زمينه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت ‏شده است كه آن حضرت فرمودند:

از اين جهت قائم ما اهل‏بيت را قائم ناميده‏اند كه پس از فراموش شدن نامش قيام مى‏كند. (7)

و يا وقتى از امام جواد عليه السلام سؤال مى‏كنند چرا او را قائم مى‏نامند؟ در جواب مى‏فرمايند:

زيرا بعد از آن كه نام آن حضرت از خاطره‏ها فراموش شود و اكثر مفقودين به امامت آن حضرت از دين خدا و اعتقاد به امامت ‏حضرت مهدى عليه السلام رويگردان شوند او قيام مى‏كند. (8)

و نقل شده است‏ به محض شنيدن ظهور آن حضرت عده‏اى خواهند گفت: در طول اين همه سال چگونه ممكن است او زنده مانده باشد بايد تاكنون استخوان‏هاى او هم پوسيده شده باشد. چطور ادعا مى‏كند كه او قيام كرده است؟ اما در هر حال آن زمانى كه شرايط فراهم گردد و به اذن پروردگار عالم او قيام خواهد كرد. عظيم‌ترين انقلاب قابل تصور را رهبرى خواهد نمود و قافله بشريت را به سعادت واقعى رهنمون خواهد شد .

پى‏نوشت‏ها:

1- عقدالدرر، باب 3، ص‏40/ اثباة‏الهداة، ج‏7، ص‏110 و 169 .

2- منتخب‏الاثر، ص‏98 .

3- بحارالانوار، ج‏51، ص‏29 .

4- اثباة‏الهداة، ج‏7، ص‏110 .

5- بحارالانوار، ج‏51، ص‏28 .

6- همان، ص‏30 .

7- معانى‏الاخبار، ص‏65 .

8- كمال‏الدين، ص‏378 .

منبع:

فصلنامه موعود، ش 28

جمعه نهم تیر 1391 | 15:4 | علی مجد |

آیا میدانید که : یکی از دلایل وجود امام ، قاعده ی لطف خداست

آیا میدانید که : امامت حضرت مهدی(علیه السلام )به دو راه نص و معجزه ثابت شده است،

آیا میدانید که : اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور«بوخص» می باشند،

آیا میدانید که : داستان ولادت آن بزرگوار خود جلوه ای است از لطف و فضل بی کران الهی است . ،

آیا میدانید که : درکتاب نجم الثاقب ،۱۸۲ اسم و لقب از حضرت ذکر شده است ،

آیا میدانید که : بر گونه ی راست حضرت مهدی (علیه السلام ) خالی جذاب وجود دارد ،

آیا میدانید که : ازجمله مواریث انبیاء(علیه السلام ) که حضرت می آورند، منبر حضرت سلیمان است

آیا میدانید که : امام زمان(علیه السلام ) فرمودند: سجده‏ى شکر از لازم‏ترین و واجب‏ترین سنّت‏هاى دینى است،

آیا میدانید که : قسمتی از کتاب «کمال الدین»در سال ۱۹۰۱م در هایدلبرگ آلمان توسط مولر منتشر شد

آیا میدانید که : مسأله غیبت امری نبودکه به تازگی مطرح شده باشد ،

آیا میدانید که : غیبت، دلائلی دارد که به امامان اجازه افشای آن داده نشده است ،

آیا میدانید که : منافع زمان غیبت آن حضرت، آن هم بر دو نوع است  ،

ادامه در لینک زیر


آیا میدانید که : در واقع غیبت صغری برای فراهم شدن شرایط لازم جهت درک دوران غیبت کبری امری ضروری بود ،

آیا میدانید که : عثمان بن سعید پیش از وفاتش مأمور شد تا پسرش محمد را به عنوان نائب امام به شیعیان معرفی کند ،

آیا میدانید که : نخستین کسی که در اسلام مهدی موعود نامیده شد « محمد حنفیّه» بود ،

آیا میدانید که : در روایات داریم که در عصر غیبت ” قم و مردم آن بر دیگر انسان ها حجت هستند

آیا میدانید که : درباره امکآن ارتباط و مشاهده حضرت دو دیدگاه وجود دارد ، آیا میدانید که : شرایط سخت دروان غیبت به چه گونه ای است  ،

آیا میدانید که : از ویژگی های منتظران، استقامت در دین، پارسایی و تخلّق به مکارم اخلاق است ،

آیا میدانید که : طبق برخی روایات در محرم آخرین سال غیبت اتفاقاتی رخ می دهد،

آیا میدانید که : کوفه مقرّحکومت حضرت مهدی(علیه السلام ) است ،

آیا میدانید که : در کتاب «ایقاظ من الحجة» از شیخ حّرعاملی بیش از۶۰۰ حدیث و بیش از۶۰ آیه در مورد رجعت آمده است.

آیا میدانید که :امام مهدی(عج) می فرمایند: من برای جهانیان ، امان (از عذاب الهی) هستم ، همانگونه که ستارگان برای ساکنان ‏آسمان، مایه امن و آسایش هستند . ‏

آیا میدانید که : یکی از تکالیف عصر غیبت تصدیق بعضى نشانه‏های ظهور است ،

آیا میدانید که : از جمله مخالفان حضرت مهدی(علیه السلام ) جمود اندیشان هستند ،

آیا میدانید که : محل سکونت امام زمان (عج) و خانواده‌اش شهر کوفه و «مسجد سهله» خواهد بود؟

آیا میدانید که :با تشکیل حکومت جهانی اسلام، از آسمان و زمین «برکات مادّی و معنوی» بارش و جوشش می‌کند؟

آیا میدانید که : دشمنان امام زمان (عج) عبارت‌اند از:  ابلیس، شیاطین، دجّال، سفیانی، صهیونیست‌ها، طاغوت‌ها، منافقان و ….؟!

جمعه نهم تیر 1391 | 9:49 | علی مجد |

                                               ای دل شیدای ما، گرم تمنّای تو

کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

گر چه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید

می رسد آخر به هم چشم من و پای تو

نیمه ی شعبان بود روز امید بشر

شادی امروز ما نهضت فردای تو

.

.

.

گرفته مُلک حق/ ز مقدمش رونق

به گوش جان آید/ندای جاء الحق

ولادت آخرین ذخیره ی الهی، بهار دلها، یوسف زهرا، تبریک و تهنیت

.

.

.

امشب بوی خدا نمودم حس / نرجس دارد به دامنش نرگس

سعید و مسعود است ،حجت معبود است/گل چمن آرا ، مهدی موعود است

عید شما مبارک

.

.

.

گویند کسان که روز عید آمده است

این نکته بطبع من بعید آمده است

روزیست به ماعید که گویند همه

زان یار سفرکرده نوید آمده است

ولادت امام زمان(عج) مبارک

.

.

.

ای مخزن سر کردگار ادرکنی

ای هم تو نهان هم آشکار ادرکنی

بگزیده برای خویش هرکس یاری

ای در دو جهان مرا تو یار ادرکنی . . .

میلاد امام زمان بر شما مبارک

.

.

.

آمد گه شادمانی ای مردم

آن وعده ی آسمانی ای مردم

ای زنده دلان ظهور نزدیک است

هنگام ظهور نور نزدیک است

آن ماه به چاه رفته باز آید

قائم به اقامه ی نماز آید

.

.

.

غزل طایر قدسی از لسان الغیب / دارم امید که نور بصرم باز آید

آنکه غایب شده است از نظرم باز آید / گرمیِ دل خنکای جگرم باز آید

ولادت امام زمان بر شما مبارک

ادامه مطلب …
جمعه نهم تیر 1391 | 9:44 | علی مجد |

اى همیشه بهترین

اى نسیم سحر آرامگه یار كجاست

منزل ‏آن مه عاشق كش عیار كجاست

هرسر موى مرا با تو هزاران‏ كاراست

ماكجاییم و ملامتگر بى كار كجاست

ساقى و مطرب و مى،جمله‏ مهیاست ولی

عیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست


همه هستى‏ام را كه ذره‏اى از لطف بى‏نهایت اوست، خاك قدمت كردم، شاید بیایى و نفسى بر این خاك تیره ، پاى عنایت گذارى. آنگاه است كه چشمان همیشه منتظر نرگس، توتیایى خواهد یافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نماید.

اى مهربان‏ترین! ببین كه از اشك، سرشارم؛ ببین كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مى‏زند؛ ببین كه دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمى‏یابد. پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را كه در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران كن.

اى جانان جان! از فیض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مى‏تپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است.

ترنم عاشقانه‏ترین كلاممان، موسیقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مى‏زند و آهوى عاشقى را چابك تر از همیشه به هر سو مى‏برد.

اى همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جاده‏هاى سرد انتظار، ره مى‏پیماییم. شاید آینه اشكمان نیم نگاهى از رخ مهتابى‏ات را حسرت به دل نماند.

اى سرخ‏ترین سپیده! مهر خونین چشمانمان در انتظار صبح صادق دیدار توست كه هر بامداد سر بر مى‏كند، تا شاید دراین بى‏نهایت اندوه، نشانى از تو بجوید، كه بى تو راه گم كردگانیم در این حیرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه دیدار توایم و سال هاست كه جز سراب هزار رنگ دنیا، اجابتى به خود ندیده‏ایم.

بیا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.

در رؤیایى‏ترین شب هاى دل، نام تو آذین تنهایی هاى بى‏پایان ماست. اى بهترین همیشه و اى همیشه بهترین! انجماد ذهن خسته من، شعاعى از تو را مى‏خواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبریز كند.

اى تمام زیبایى! عشق تنها با تو معنا مى‏شود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست.

تو جانى و همه خوبی هاى عالم، كالبد.

تو بهارى و همه فضیلت ها، چون شاخه‏هاى تودر تو، تو را انتظار مى‏كشند.

اگر هنوز آیین مهرورزى غبار خاموشى نگرفته است، چون مهر رخ تو برآیینه‏ها مى‏تابد. اگر هنوز امیدى است، چون گرماى نفس‏ تو چون نسیم‏ بهارى، جان مى‏بخشد و شكوفایى مى‏آورد.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى‏داریم كه كودكان مهر مادر را.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى‏داریم كه تن، جان را.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى‏داریم كه یعقوب، یوسف را.

تو را و میلاد تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها، بیشتر دوست مى‏داریم.

عیدمیلاد مبارک باد.

جمعه نهم تیر 1391 | 9:36 | علی مجد |

چگونه گره زندگی ام را باز کنم؟

 خوب اندیشه کن.

تو زندگی‌ام گره افتاده، از هر لحاظ به هر دری می‌زنم به روم بسته میشه. نمی دونم چرا ؟

 

بعضی از ما انسان‌ها شبیه به بازیکن فوتبالی می‌مانیم که بدون هیچ شناخت و درکی از بازی فوتبال و قوانین آن وارد زمین شده و مشغول به بازی شده‌ایم ؛ لذا بی هدف به هر طرف حرکت کرده ، دروازه‌ خودی را از رقیب تشخیص نمی‌دهیم . از زمین خوردن خود ناله‌ها و شکایت‌ها داریم و از گل خوردن دچار یأس و نا امیدی می‌شویم و ....

 

در حالی که یک بازیکن فوتبال باید بداند که مدت زمان بازی چقدر است ؟ قوانین و احکام بازی چیست ؟ قدرت رقیب تا چه حد است ؟ او باید بداند زمین خوردن لازمه‌ بازی است اما خاتمه‌ آن نیست ؛ بلکه باید بلافاصله بلند شده مبارزه را از نو شروع کند . هر گاه بی دقتی کرد و گل خورد باید در فرصت باقی مانده تلاش کند و رقیب را شکست دهد و ....

 

این نکته را همیشه به خاطر داشته باشیم که دنیا محل بازی ما در آن است و قوانین خاص خود را دارد و تا زمانی که به احکام و دستورات نحوه‌ بازی در آن آگاه نباشیم واله و سرگردان خواهیم بود و جز شکست نصیبی نخواهیم داشت . ولی فرق اصلی بین دو مثال مذکور اینست که ایفای نقش در دنیا حقیقتی است که استعدادهای انسان را شکوفا کرده سعادت یا شقاوت ابدی را به بار می‌آورد ؛ ولی بازی در فوتبال تنها سرگرمی و ورزش است .

 

خداوند مهربان ما را آفرید و در وجودمان استعدادهای فراوانی قرار داد تا در اثر مواجهه‌ با سختی‌ها و مشکلات، حرکت صحیح و برنامه ریزی دقیق آن استعدادها شکوفا شود و مدت زمان تلاش و کوشش در این جهت را نیز ایام عمری قرار داد که بتوانیم بهترین بهره را ببریم .

 

به عنوان مثال به یکی از قوانین حاکم بر زندگی دنیا اشاره می‌کنم :

 

- دنیا دار تزاحم و مشکلات فراوان است . انتظار زندگی کردن بدون سختی و مشکلات انتظاری نابجا و به دور از واقعیت است . لذا اگر با این آمادگی با سختی‌ها و مشکلات روبرو شویم تحمل سختی‌ها برایمان راحت‌تر شده و به دنبال حل مشکل می‌گردیم .

 

 

واقعیت دیگر زندگی اینست که :

 

- داشتن مال و ثروت و جاه و مقام دلیل بر دوست داشتن خداوند و عزت نیست ؛ از طرفی فقر و عدم برخورداری از جاه و جلال اجتماعی نیز دلیل بر خواری و عدم علاقه‌ خداوند نسبت به بنده نیست،

 

نگاه کنید به سوره فجر، آيه 15:

 

« فَأمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَن و أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبی أَهانَن؛ اما هر گاه خداوند انسان را آزمایش کند و به او اکرام و نعمت دهد می‌گوید، پروردگارم گرامیم داشت و اما هرگاه او را بیازماید و روزیش را تنگ گیرد می‌گوید: پروردگارم خوارم ساخت ؛ نه هرگز چنین نیست...»

 

لذا وقتی به زندگی ائمه اطهار ( علیهم السلام ) که بهترین خلق خدا بودند نگاه می‌کنیم می‌بینیم که سراسر زندگی آن‌ها توام با سختی و مشکلات بود ؛ اما نکته‌ قابل توجه در زندگی آن ذوات مقدس و نورانی این است که آن‌ها در مقابل مشکلات سر خم نمی‌کردند و از پای نمی‌نشستند ؛ بلکه تکلیف و وظیفه‌ خود را انجام می‌دادند یا سختی برطرف می‌شد و یا نمی‌شد ! مهم اینست که سختی‌ها پله های عروج مؤمنند ؛ باید یاد بگیریم چگونه از این پله‌ها بالا برویم .

 

حکمت الهی ایجاب می‌کند که هر کس راه خیر و شر را بی هیچ اجباری انتخاب کند :

 

«انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفورا ؛ ما انسان را راهنمایی کردیم یا شکر گزار خواهد بود و یا ناسپاس»

 

- ممکن است مشکلات به وجود آمده از بی کفایتی و عدم تقوای خانواده نباشد، بلکه بنا بر حکمت الهی با این سختی دست به گریبان شده باشند . در این صورت بدان که مورد توجه خاص خداوند هستید ؛ چرا که :

 

هر که در این درگه مقرب‌تر است             

جام بلا بیشترش می‌دهند

 

 

تنها کافی است نیم نگاهی به زندگی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) و پدر بزرگوار و همسر عزیز و فرزندان دلبندش بیاندازیم و ببینیم این‌ها که گل سر سبد خلقت بودند با چه مشکلاتی دست به گریبان شدند . لذا دستور حضرت حق است که در همه چیز آن‌ها را الگو و رهبر قرار داده و از آن‌ها پیروی کنیم.«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؛ از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید»

 

منظور از بیان این نکات این نیست که در مواجهه‌ مشکلات دست روی دست گذاشته و تنها تحمل کنیم ؛ بلکه باید به بهترین وجه ممکن در رفع مشکلات کوشش کرد.

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت                                                              

 

دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

 

با تکیه بر خداوند که تکیه گاهی مثل او نیست و توسل بر پاکانی که واسطه های فیض هستند و همچون آنان در پاکی و طهارت وجود ندارد و نیز با مشورت با صاحب نظران به آنچه تکلیف می‌باشد عمل نماییم و منتظر دستگیری حضرت حق باشیم و بدانیم که اگر گناه در زندگی وارد شود مشکلات را بدنبال دارد،سعی کنیم وظائف دینی را انجام داده واز گناهان به طور کلی دوری نمائیم تا مشکلات حل شود.

 

 

 

توجه ! توجه !

 

1- گاهی اوقات خواسته انسان را دیر می‌دهند و به تأخیر می‌اندازند ولی خوب و مناسب و در خور می‌دهند.

بنابراین نباید عجله داشت و ناامید شد. هر کاری به موقع خود درست می‌شود .

 

2- قاعده کلی این است که اگر چیزی زود به دست آید انسان قدر آن را نمی‌داند ولی اگر پس از زحمت و سختی و جستجو به دست آید، انسان قدر آن را بیشتر می‌داند و در کام انسان لذیذتر و گواراتر است .

 

3- گفتن ذکر نورانی «لاحول و لا قوه الا بالله» و نیز ذکر : «یا فتاح» با توجه به معنای آن‌ها در رسیدن به خواسته‌ها موثر است.

 

4- سعی کنیم گناهی اگر در زندگی‌مان هست ترک کنیم و زیاد استغفار بگوییم. این ذکر کلید حل بسیاری از مشکلات است و روزی را زیاد می‌کند.

 

5- نذر کنیم و از نماز و روزه کمک بگیریم.

ائمه اطهار علیهم السلام هنگامه مشکلات نذر روزه می‌کردند و از این طریق حل مشکل را از خداوند می‌خواستند.

 

6- توصیه دیگر آنکه با نیت خالص به زیارت ائمه اطهار علیهم السلام و فرزندانشان برویم و از مقام والاي ایشان در رفع مشکل کمک بخواهیم و آنان را واسطه میان خود و خداوند قرار دهیم.

 

 

 

جمع بندی :

 

 

1- گره افتادن در کار موضوعی درست است و با اصول و مبانی اعتقادی و آیات و روایات هماهنگ و موافق است.

 

2- معنای گره افتادن در کار هموار نبودن مسیر امور و برخورد آن‌ها با موانع و مشکلاتی است که سد راه به نتیجه رسیدن آن‌ها است.

 

3- عوامل فراوانی در ایجاد گره در کارها نقش دارند برخی شناخته شده و برخی ناشناخته هستند ،ولی مهم آن است که نوعا این گره‌ها نتیجه اعمال و رفتار و نیت‌های بد خود ما است و در واقع از ما است که بر ما است .

 

4- بی شک مهم‌ترین عامل در شکل گیری این موانع و گره‌ها گناهان و ترک واجبات الهی است که توفیق را از انسان سلب کرده و موجب پیچیده شدن و برخورد امور با موانع می‌شود .

 

5- بر همین اساس است که در منابع اسلامی و روایات اهل بیت (علیهم السلام) برای ازبین بردن این موانع و گشودن این گره‌ها دستور استغفار و توسل به اهل بیت داده شده و این معنایش این است که گناهان مانع ساز می‌باشند و باید با استغفار و طلب مغفرت از خداوند و طلب توجه از انوار اهل بیت علیهم السلام موانع و مشکلاتی را که با گناه و معصیت ایجاد شده از میان برداشت و زمینه نزول رحمت و فیض الهی و مهیا شدن توفیق را فراهم ساخت .

سه شنبه دوم اسفند 1390 | 15:5 | علی مجد |

(السلام علیک یاصاحب الزمان )

نيمه شعبان، شبي هم‌پاي شب قدر

 

سلام  به همه عزیزان
نیمه شعبان رو بهتون خیلی خیلی تبریک  می گم و ایشالا که همیشه دلاتون شاد باشه و امام عزیزمون هر چه زودتر ظهور کنن و دنیا رو پر از عدل و داد کنن ،چیزی که  خیلی کمیاب شده و در حد نبودنشه.
تو این روز ما رو از یاد نبرید و دعامون کنید.




در حديثي كه در وسايل ‌الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است: «خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».

خطبه‌اي در شرافت ماه شعبان
------------------------------------
بنا بر آنچه در شماري از متون روايي وارد شده، پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در يكي از سال‌ها، به هنگام آغاز اين ماه خطبه‌اي خواندند و مردم را نسبت به شرافت اين ماه آگاه فرمودند.
در بحار الانوار قسمت‌هايي از اين خطبه چنين آمده است:
«. . . شعبان ماه شريفي است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ مي‌شمارند و حق آن را مي‌شناسند. آن ماهي است كه در آن همچون ماه رمضان، روزي بندگان زياد مي‌گردد و در آن بهشت آذين بسته مي‌شود و اين ماه را شعبان ناميده‌اند زيرا در آن ارزاق مؤمنان تقسيم مي‌شود و آن ماهي است كه عمل در آن چند برابر مي‌شود و كار نيكو هفتاد برابر ثمره مي‌دهد».


امتياز پنج‌شنبه‌هاي ماه شعبان
-----------------------------------
بنا بر آنچه در حديثي ديگر كه در وسايل الشيعه به آن اشاره شده، ماه شعبان، ماهي است: «در هر پنج‌شنبه آن، آسمان‌ها زينت بسته مي‌شود، و فرشتگان به دعا مي‌پردازند كه پروردگارا! آن‌كس را كه در اين ايام روزه بدارد، ببخشاي، و دعايش را اجابت فرماي. پس هركس كه در روز اول شعبان دو ركعت نماز گزارد و در هر ركعت آن يك‌مرتبه سوره حمد و يكصد مرتبه سوره توحيد را بخواند و بعد از نماز نيز يكصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامي حاجت‌هاي ديني و دنيايي او را اجابت مي‌فرمايد».

شرافت شب و روز نيمه شعبان
-----------------------------------
اما در ميان روزها و شبهاي ماه شعبان، شب نيمه اين ماه مصادف با ولادت حضرت مهدي عجّل الله تعالي فرجه الشريف از شرافت ويژه‌اي برخوردار است.

از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسي كه از فضيلت شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند: اين شب برترين شبها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بر بندگان جاري مي‌سازد و از منت خويش گناهان آنان را مي‌بخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبي است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كننده‌اي را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند.

در بحار الانوار در مورد اهميت اين شب از زبان پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله) اين‌گونه روايت شده است: من شب نيمه شعبان خوابيده بودم كه جبرائيل به نزدم آمد و گفت: اي محمد! آيا در اين شب مي‌خوابي؟

گفتم: اي جبرائيل! مگر اين شب چه شبي است؟

جبرائيل گفت: اين شب، شب نيمه شعبان است. اي محمد برخيز! پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن و به آسمان بنگر.

اين شبي است كه درهاي آسمان در آن باز مي‌شود: درهاي رحمت. در «رضوان»، در «مغفرت»، در «فضل»، در «توبه»، در «نعمت»، در «جود» و در «احسان»؛ و خداوند به عدد موها و پشمهاي گاو و گوسفند مردم را از آتش جهنم آزاد مي‌كند، زمان مرگ را در آن ثبت كرده و به‌مدت يك سال روزيها را تقسيم مي‌كند؛ و هرچه را كه در تمام سال اتفاق مي‌افتد فرو مي‌فرستد. محمد! كسي كه اين شب را با گفتن «الله اكبر»، «سبحان الله» و «لا اله الا الله» و دعا و نماز و قرآن خواندن و انجام اعمال مستحب و استغفار كردن زنده نگهدارد بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته و آينده‌اش بخشيده مي‌شود.

در حالي نزدت آمدم كه تمام فرشته‌ها در آسمان پاهايشان را جفت كرده‌اند عده‌اي تسبيح مي‌كنند، عده‌اي در ركوع، عده‌اي در سجود و گروهي ذكر مي‌گويند. شبي است كه كسي دعا نمي‌كند مگر اين كه مستجاب مي‌شود، كسي چيزي نمي‌خواهد مگر اين كه به او داده مي‌شود، كسي درخواست مغفرت و بخشش نمي‌كند، مگر اين كه بخشيده مي‌شود، كسي توبه نمي‌كند مگر اين كه توبه‌اش پذيرفته مي‌شود. كسي كه از خير اين شب محروم شود، از خير بزرگي محروم شده است.(1)

نيمه شعبان علاوه بر اينكه روز و زمان خجسته ميلاد امام عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف است، فرصت معنوي مناسب و ارزشمندي براي راز و نياز با خالق هستي و نزديكي هرچه بهتر و بيشتر به معبود و كسب بركات الهي است.

اين شب از چنان اهميتي برخوردار است كه هم‌رديف و هم‌پاي شب‌هاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت مي‌توان چون شب‌هاي قدر ماه مبارك رمضان، براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.


دعاي كميل را در شب نيمه شعبان فراموش نكنيم!
--------------------------------------------------------
بنا بر روايت «كميل» يار وفادار اميرالمؤمنين (عليه السّلام)، در جلسه‌اي يكي از ياران حضرت از ايشان درباره اين آيه شريفه سوره دخان «فيها يفرق كل أمر حكيم» سؤال كرد، ايشان نيز در تفسير شب قدر كه امور آدميان در آن مقدر مي‌شود به بيان اهميت شب نيمه شعبان پرداختند و به خصوص بر خواندن دعاي حضرت خضر (عليه ‌السّلام) در اين شب تاكيد كردند.

پس از اتمام جلسه و آنگاه كه كميل به منزل خود بازگشت، باز به نزد حضرت مراجعه كرد تا دعاي خضر را از ايشان فرا گيرد. حضرت نيز نخست او را امر به نوشتن كردند و آنگاه دعاي معروف كميل را براي او خواندند، و سرانجام او را به خواندن اين دعا در شب نيمه شعبان سفارش فرمودند.(2)

با گشت و گذاري در بوستان روايات رسيده از خاندان عصمت و طهارت عليهم السّلام هم بخشي از آن اسرار بر ما عيان مي شود و هم به دستور العمل‌هاي شفابخشي برمي‌خوريم كه خاندان عصمت عليهم السّلام آنها را براي رشد و بالندگي بشر به او تعليم كرده اند.

آنچه در پي مي آيد احاديثي اند از اين سنخ كه اسرار گفته اند و اعمال تعليم كرده اند. باشد تا بدانيم و عمل كنيم و پر بكشيم. پرواز به سوي بي‌نهايتي كه از آنجا آمده ايم و ناگزير بايد به آنجا برگرديم.


عنايتي خاص به زائران حضرت حسين عليه السّلام
---------------------------------------------------------
امام صادق عليه السّلام فرمود: وقتي نيمه شعبان مي شود هاتفي از افق اعلي ندا مي دهد كه أَلَا زَائِرِي قَبْرِ الْحُسَيْنِ ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَكُمْ وَ ثَوَابُكُمْ عَلَى رَبِّكُمْ وَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكُمْ اي زائران قبر حسين، شما در حالي به شهر و ديار خود برمي‌گرديد كه مورد بخشش الهي قرار گرفته ايد و ثواب و اجر اين زيارت شما را خداوند متعال و پيامبرش به‌عهده گرفتند. (كافي 4/589)

امام صادق عليه السّلام فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع لَيْلَةً مِنْ ثَلَاثٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ؛ اگر كسي در يكي از اين سه شب، قبر حسين‌بن علي عليهما السّلام را زيارت كند خداوند متعال گناهان گذشته و آينده او را مي آمرزد. راوي عرض مي كند: فدايتان شوم اين سه شب، كدام شبها هستند؟ امام عليه السّلام فرمودند: شب عيد فطر، شب عيد قربان و شب نيمه شعبان. (كتاب المزار، ص 45)

امام صادق عليه السّلام فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ لَيْلَةَ عَرَفَةَ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةٍ؛ اگر كسي در يك سال حسين‌بن علي عليهما السّلام را در شب نيمه شعبان و شب عيد فطر و شب عرفه زيارت كند خداوند متعال براي او هزار حج و هزار عمره مقبول ثبت مي كند و نيز هزار نياز دنيايي و آخرتي او نيز برآورده خواهد شد. (كتاب ‏المزار ص 50)

‏محمدبن ابي‌نصر بزنطي مي گويد از امام رضا عليه السّلام پرسيدم: در كدام ماه قبر شريف اباعبدالله الحسين عليه السّلام را زيارت كنيم؟ حضرت فرمودند: فِي النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ وَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ در نيمه رجب و نيمه شعبان. (كتاب‏ المزار، ص 40)


ملاقات با پيامبران الهي از نزديك
------------------------------------
امام صادق عليه السّلام فرمود: هركس دوست دارد پيامبران الهي را از نزديك ملاقات كند؛ فَلْيَزُرْ قَبْرَ الْحُسَيْنِ‌بْنِ عَلِيٍّ ع فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ پس بر او لازم است تا در نيمه شعبان قبر حسين‌بن علي عليهما السّلام را زيارت كند؛ چرا كه در چنين روزي ارواح پيامبران عليهم السّلام از خداوند متعال اجازه مي گيرند تا به زيارت حسين عليه السّلام مشرف شوند كه خداوند متعال هم به آنها اجازه مي دهد. (تهذيب‏ الأحكام، ج 6، ص 48)


توصيه به احياي شب نيمه شعبان
--------------------------------------
جبرئيل عليه السّلام از جانب خداوند متعال پيام آورد: يا رسول الله! شب نيمه شعبان را زنده بدار؛ امّتت را هم به اين كار توصيه كن. در اين شب مي توان با اعمال عبادي به خدا نزديك شد چرا كه اين شب شبي است بس شريف و ارزشمند.

بعد اضافه كرد: امشب شبي است كه لَايَدْعُو فِيهَا دَاعٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ وَ لَا سَائِلٌ إِلَّا أُعْطِيَ وَ لَا مُسْتَغْفِرٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ وَ لَا تَائِبٌ إِلَّا تِيبَ عَلَيْهِ؛ هر دعايي در آن مستجاب است و به درخواست هر نيازمندي پاسخ داده مي شود هركه طلب بخشش كند او را مي بخشند و هركه توبه كند پذيرفته مي شود. يا رسول الله محروم واقعي كسي است كه از خيرات اين شب محروم بماند. (وسائل الشيعة، 8/104)

زنده‌دلي با زنده نگهداري شب نيمه شعبان
-------------------------------------------------
رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: هركس كه شب عيد و شب نيمه شعبان را زنده بدارد لَمْ‌يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ قلب او در روزي كه قلبها مي ميرد نخواهد مرد و هيچ‌گاه دل‌مرده نخواهد شد. (ثواب ‏الأعمال، ص77)

برترين شب بعد از شب قدر
---------------------------------
امام صادق عليه السّلام نقل مي كند كه از امام باقر عليه السّلام در مورد فضليت شب نيمه شعبان سؤال كردند. امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند: هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ شب نيمه شعبان بعد از شب قدر از ارزشمندترين شبهاست. در اين شب خداوند متعال فضلش را به بندگانش عطا مي كند و آنها را مورد آمرزش ويژه خود قرار مي دهد. در اين شب نهايت كوشش خود را به خرج دهيد تا به خدا نزديك شويد. چرا كه در اين شب خدا به خودش قسم خورده كه دست نيازمندي را رد نكند مگر آنكه گناهي را در خواست كرده باشد. همان‌گونه كه خداوند شب قدر را براي پيامبر ما صلّي الله عليه و آله قرار داد اين شب را هم به ما اهل بيت اختصاص داد.

حضرت ادامه دادند؛ تا آنجا كه مي توانيد در اين شب دعا كنيد و خدا را بستاييد اگر كسي در اين شب صد بار سبحان الله و صد بار الحمد لله و صد بار الله اكبر بگويد غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ مَعَاصِيهِ وَ قَضَى لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ خداوند تمامي گناهان گذشته او را مي آمرزد و نيازهاي دنيا و آخرت او را برآورده مي سازد. (الأمالي‏ للطوسي، ص 29)



تعجب اميرالمؤمنين عليه السّلام از بي‌تفاوتي نسبت به اين شبها
--------------------------------------------------------------------------
اميرالمؤمنين عليه السّلام مي‌فرمود: يُعْجِبُنِي أَنْ يُفَرِّغَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ فِي السَّنَةِ أَرْبَعَ لَيَالٍ در شگفتم از كسي كه چهار شب از سال را به بي‌تفاوتي مي گذراند. آن چهار شب عبارتند از: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب. (مصباح ‏المتهجد، ص 852)


عرضه اعمال سالانه در شب نيمه شعبان
----------------------------------------------
امام صادق عليه السّلام فرمود: پدرم امام باقر عليه السّلام مي فرمود: إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَدُومَ عَلَى الْعَمَلِ إِذَا عَوَّدْتُهُ نَفْسِي من دوست دارم هر عمل صالحي را كه انجام مي دهم آن‌قدر در آن مداومت داشته باشم تا روحم به آن عادت كند از اين رو اگر به دلايلي عمل مستحبي را انجام ندادم در اولين فرصت آن را به‌جا مي آورم تا نفسم به آن عادت كند. برترين عمل نزد خداوند متعال عملي است كه بر آن مداومت شود.

سپس فرمود: فَإِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ كُلَّ خَمِيسٍ وَ كُلَّ رَأْسِ شَهْرٍ وَ أَعْمَالَ السَّنَةِ تُعْرَضُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ تمام اعمال [يك هفته] در هر پنج‌شنبه و [تمام اعمال يك ماه] در اول ماه [بعد] و اعمال يك سال در نيمه شعبان [به خدمت ولي عصر آن زمان] عرضه مي شود. پس اگر مي خواهي عملي را به نفست عادت دهي آن را يك سال ادامه بده. (بحار الأنوار، ج84، ص37)

رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمودند: مَنْ صَلَّى لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ مِائَةَ رَكْعَةٍ بِأَلْفِ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ هركه در شب نيمه شعبان صد ركعت نماز با هزار قل هو الله احد بخواند(3) روزي كه قلبها مي ميرند قلب او نمي ميرد و تا نمرده است صد فرشته را خواهد ديد كه خيال او را از بيم عذاب الهي آسوده مي كنند به اين ترتيب كه سي ملك از آنها به او نويد بهشت مي دهند. سي ملك ديگر او را از شيطان حفظ مي كنند. سي ملك ديگر روز و شب براي او طلب بخشش مي كنند و ده تاي آخر هم او را در برابر مكر و حيله حيله‌گران و مكاران ياري مي كنند. (إقبال ‏الأعمال، ص 701)


سفارش امام رضا عليه السّلام در شب نيمه شعبان
---------------------------------------------------------
عليّ‌بن حسن فضال مي گويد پدرم گفت كه در مورد نيمه شعبان از امام رضا عليه السّلام سؤال كردم. امام فرمود: هِيَ لَيْلَةٌ يُعْتِقُ اللَّهُ فِيهَا الرِّقَابَ مِنَ النَّارِ وَ يَغْفِرُ فِيهَا الذُّنُوبَ الْكِبَارَ پرسيدم: در اين شب نماز خاصي واجب شده است؟ فرمود: اين شب عمل واجبي ندارد اما اگر دوست داشتي عمل مستحبي به‌جا آوري نماز جعفر طيار را بخوان و در آن بسيار ذكر خدا بگو و استغفار كن و دعا نما. زيرا پدرم مرتب مي فرمود كه دعا در اين شب مستجاب است. عرض كردم مردم مي گويند كه امشب شب صكاك (صدور برات و مقدرات) است. فرمود شب صكاك، شب قدر در ماه رمضان است. (عيون‏ أخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص29)



پي‌نوشت:
1 . ابن‌طاووس، عليّ‌بن موسي، اقبال الأعمال، ص 212؛ مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، ج 98، ص 413

2. ابن‌طاووس، عليّ‌بن موسي، همان ص 220

3. به اين ترتيب كه پنجاه نماز دو ركعتي به‌جا آورد و در هر ركعت بعد از حمد ده بار سوره توحيد را تكرار كند.*



با تشکر از خبرگزاری فارس




 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

 


 


 

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 | 14:1 | علی مجد |

متن پيامك به مناسبت عيد نيمه شعبان

امام زمان عليه السلام

- چه جمعه‌ها که يک به يک غروب شد نيامدي                                           چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن                                                خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

 

- تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام                                                      دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي

 

- وعده‏ ديدار نزديک است ‏ياران مژده باد                                                    روز وصلش مي‏رسد، ايام هجران مي‏رود

 

- دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم                                              چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو

 

- محض يار مهربان آن مونس و آرام جان                                                   ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان

 

- كوري اگر ز عيسي چشمش بشد سلامت                                          بر جمله درد عالم مهدي بود شفايي  

 

- اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر                                       گردي به پا شد از افق گويا سواري مي‌رسد

 

- آقا!

قنوت سبز نمازم به التماس در آمد                                                        چه مي‌شود که مرا خيري از دعاي تو باشد

 

- بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز                                                   که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد

 

- ما معتقديم که عشق سر خواهد زد                                                  بر پشت ستم کسي تير خواهد زد

 

- مهدي جان!

سئوالي ساده دارم از حضورت                                                            من آيا زنده‌ام وقت ظهورت 

اگر که آمدي من رفته بودم                                                                 اسير سال و ماه و هفته بودم 

دعايم کن دوباره جان بگيرم                                                                بيايم در رکاب تو بميرم

 

- بر چهره پر ز نور مهدي صلوات                                                         بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست                                                            بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

 

- آقا بيا به خاطر باران ظهور کن                                                          ما را از اين هواي سراسيمه دور کن

وقتي براي بدرقه عشق مي‌روي                                                    از کوچه‌هاي خسته ما هم عبور کن

 

- سر راهت در انتظارم                                                                    برده هجرت صبر و قرارم

جز ظهورت اي گل زهرا                                                                  به خدا حاجتي ندارم

 

- سوگند به هر چهارده آيه نور                                                        سوگند به زخم‌هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي‌گردد                                                   مهدي به ميان شيعه برمي‌گردد

 

- اگر که آمدي من رفته بودم                                                          اسير سال و ماه و هفته بودم

دعايم کن دوباره جان بگيرم                                                            بيايم در رکاب تو بميرم

 

- هنوزم انتظارم انتظار است                                                         هنوزم دل به سينه بي قرار است  

 هنوزم خواب مي‌بينم به شبها                                                     همان مردي که بر اسبي سوار است   

 همان مردي که آيد جمعه روزي                                                   و اين پايان خوب انتظار است

 

- اگر از منتظرانت بودم                                                                 چون ديده نرگس نگرانت بودم

با اين همه رو سياهي  و سنگدلي                                              اي کاش که از همسفرانت بودم

 

 - سلام اي انتظــار انتظـــارم                                                      سلام اي رهبر و اي يادگارم

  سلامم بر تو اي فرزند زهرا                                                       سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا

 

- اين ديده نيست قابل ديدار روي تو                                             چشمي دگر بده تا تماشا کنم تو را

 

- امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس                                      وز برج ولايت قمرى داد به نرجس

  خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس                               برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس

 

- بر منتظرين مژده بده منتظر آمد                                              از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

 

- سپيده خواهد آمد                                                                 ياس نرگس خواهد آمد              

گر تکاني بدهيم بر دلمان                                                         مهدي صاحب زمان، خواهد آمد

 

- كاش مي‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...

 

- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!

 

- به اميد روزي که متن تمام پيامك‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.

 

- کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟

 

- مهدي جان!

به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را مي‌خوانند.

 

- تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.

 

- مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 | 19:58 | علی مجد |

سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 | 19:54 | علی مجد |

 عید مبعث رسول اکرم پیامبر رحمت حضرت ختمی مرتبت محمدابن عبدالله (ص)رابه تمام مسلمانان جهان تبریک وتهنیت عرض مینمایم.

اس ام اس عید مبعث

یکشنبه پنجم تیر 1390 | 17:46 | علی مجد |

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد
  
 
ولادت باسعادت اولین ستاره آسمان امامت، خدمت فرزند بزرگوارش مهدي فاطمه و تمام چشم انتظاران قدومش تبریک و تهنیت باد

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 | 9:34 | علی مجد |

 

تأملي‌ در آفاق‌ اعجاز قرآن‌

            ‌دكتر سيد رضا مؤ‌دب

چكيده‌

قرآن‌ (وحي‌ منزل‌ بر قلب‌ پبامبر اسلام9)، معجزة‌ بزرگ‌ او است‌ و بر آوردن‌ مثل‌ آن‌ در برخي‌ آيات، تحد‌ي‌ (همانندآوري) شده‌ است؛ ولي‌ تاكنون‌ پاسخي‌ بر تحد‌ي‌هاي‌ قرآن‌ يافت‌ نشده‌ و به‌ نص‌ قرآن، يافت‌ نخواهد شد. در اين‌ مقاله، پس‌ از تعريف‌ معجزه، به‌ سير تاريخي‌ آيات‌ تحد‌ي، اشاره‌ شده؛ سپس‌ وجوه‌ اعجاز قرآن‌ كه‌ شامل‌ اعجاز بياني، يعني‌ چينش‌ واژگان، اسلوب‌ خاص‌ قرآن، سازگاري‌ حروف‌ و معاني، تغيير خطاب‌ در قرآن‌ و اعجاز در صوت‌ و آهنگ‌ قرآن، اعجاز در معارف‌ بلند آن، يعني‌ وسعت‌ معارف‌ و خردمندانه‌ بودن‌ مطالب‌ قرآن، گزارش‌ و تحليل‌ شده‌ و بيان‌ شده‌ كه‌ اعجاز قرآن‌ به‌ همة‌ وجوه‌ آن‌ در كنار يك‌ديگر است.

مقدمه‌

بحث‌ اعجاز، از آن‌ جهت‌ ضرورت‌ دارد كه‌ دليلي‌ بر صدق‌ اد‌عاي‌ حقانيت‌ هر پيامبر و مد‌عي‌ رسالت‌ الاهي‌ است. خواجه‌ نصيرالدين‌ طوسي‌ بر اين‌ امر تأكيد دارد و مي‌گويد:

راه‌ اطمينان‌ بر راستي‌ هر پيامبري، ارائة‌ معجزه‌ به‌ واسطة‌ آن‌ها بوده‌ است‌ (حلي، بي‌تا: 275).

علا‌ مه‌ طباطبايي‌ نيز در اين‌ خصوص‌ مي‌فرمايد:

اعجاز براي‌ اثبات‌ معارف‌ الاهي‌ نيست؛ بلكه‌ اعجاز هر پيامبري‌ براي‌ اثبات‌ رسالت‌ و تصديق‌ پيامبري‌ است‌ (طباطبايي، ج‌ 1، ص‌ 6 - 82)؛

            ‌بدين‌ جهت، اعجاز هر پيامبري‌ نه‌ براي‌ اثبات‌ وجود خدا، آن‌ چنان‌ كه‌ برخي‌ پنداشته‌اند، و نه‌ براي‌ درستي‌ و كارآمدي‌ معارف‌ خود بوده؛ بلكه‌ در اصل، براي‌ صحت‌ ادعاي‌ پيامبري‌ او است.

اعجاز قرآن‌ نيز از آن‌ جهت‌ سودمند بوده‌ و خواهد بود كه‌ نشاني‌ بر رسالت‌ پيامبر اسلام9 و براي‌ همة‌ مخاطبان‌ پيامبر9، از آغاز بعثت‌ تاكنون، دليلي‌ بر صدق‌ نبوت‌ او است؛ زيرا قرآن، عالي‌ترين‌ و گوياترين‌ معجزة‌ پيامبر گرامي‌ اسلام9 به‌ شمار مي‌رود كه‌ متن‌ آن، همچنان‌ سالم‌ از هر گونه‌ تغيير و تبديل‌ باقي‌ مانده، و وحي‌ الاهي‌ و هم‌ دليل‌ بر آن‌ وحي‌ است‌ و صدق‌ دروني‌ دارد؛ زيرا در اين‌ خصوص، وحي‌ دليل‌ صدق‌ خويش‌ است‌ (ابو زيد، بي‌تا: 137). عبدالرحمن‌ ابن‌ خلدون‌ (م‌ 808) از اين‌ امر به‌ صورت‌ اتحاد دليل‌ و مدلول‌ ياد مي‌كند و مي‌گويد: بزرگ‌ترين، شريف‌ترين‌ و گوياترين‌ معجزه‌ها از نظر دلالت، قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ بر پيامبر ما نازل‌ شده؛ زيرا در اغلب‌ موارد، امور خارق‌العاده، چيزي‌ غير از وحي‌ هستند ... ؛ اما قرآن، هم‌ همان‌ وحي‌ مورد اد‌عا و هم‌ آن‌ معجزه‌ شگفت‌انگيز است؛ پس‌ گواه‌ آن‌ وحي‌ در خود آن‌ است‌ و به‌ گواهي‌ بيرون‌ خود (همانند ديگر معجزات‌ همراه‌ با وحي) نياز ندارد؛ از اين‌ جهت‌ قرآن، از نظر دلالت، آشكارترين‌ ادله‌ است؛ زيرا دليل‌ و مدلول‌ در آن‌ به‌ هم‌ پيوسته‌اند (ابن‌ خلدون، 1417: 1/119).

معناشناسي‌ معجزه‌

اعجاز در لغت، از ريشة‌ «عجز» به‌ معناي‌ پايان‌ و بُن‌ شيء است‌ (راغب‌ اصفهاني، 334)، و در قرآن‌ نيز به‌ همين‌ معنا آمده‌ است؛ چنان‌ كه‌ خداوند مي‌فرمايد:

اًِنَّا أَرسَلنَا عَلَيهِم‌ رِيحاً‌ صَرصَراً‌ فِي‌ يَوم‌ نَحسٍ‌ مُستَمِر‌  تَنزِ‌عُ‌ النَّاسَ‌ كَأَنَّهُم‌ أَ‌عجَازُ‌ نَخلٍ‌ مُنقَعِرٍ.

ما تندباد وحشتناك‌ و سردي‌ را در يك‌ روز شوم‌ كه‌ استمرار داشته‌ است، بر آن‌ها فرستاديم‌ كه‌ مردم‌ را همچون‌ تنه‌هاي‌ نخل‌ ريشه‌كن‌ شده، از جا مي‌كند (معرفت، 4/16)؛

            ‌بدين‌ جهت‌ در معناي‌ عجز، ضعف‌ در برابر قدرت‌ به‌ كار رفته، واژة‌ اعجاز به‌ معناي‌ به‌ عجز درآوردن‌ و ايجاد درماندگي‌ در طرف‌ مقابل‌ است.

آيت‌ا خويي‌ در تعريف‌ معجزه‌ بيان‌ مي‌دارد:

معجزه‌ آن‌ است‌ كه‌ فرد مد‌عي‌ منصبي‌ از مناصب‌ الاهي، كاري‌ را انجام‌ دهد كه‌ فراتر و برتر از قوانين‌ طبيعت‌ باشد و ديگران‌ از انجام‌ آن‌ ناتوان‌ باشند، ضمن‌ آن‌كه‌ آن‌ كار، گواهي‌ بر درستي‌ او نيز باشد (قمر (54): 19 و 20).

علا‌ مه‌ طباطبايي‌ نيز در تعريف‌ معجزه، اعتقاد دارد:

امري‌ خارق‌ عادت‌ است‌ كه‌ بر تصرف‌ نيروي‌ ماوراي‌ طبيعت، در عالم‌ طبيعت‌ و جهان‌ ماد‌ي‌ دلالت‌ دارد، نه‌ آن‌ كه‌ امري‌ باشد كه‌ ضروريات‌ عقلي‌ را باطل‌ كند (خويي، 1401: ص‌ 33).

با توجه‌ به‌ تعاريف‌ مذكور مي‌توان‌ بر اين‌ امر تأكيد كرد كه‌ در اعجاز، شرايط‌ ذيل، ضرورت‌ دارد:

1. معجزه‌ همراه‌ با تحد‌ي‌ ومبارزه‌طلبي‌ است.

2. معجزه‌ كاري‌ است‌ كه‌ ديگران‌ بدون‌ كمك‌ خداوند، از انجام‌ آن‌ ناتوانند؛ بدين‌ سبب، قابل‌ تعليم‌ و تعلم‌ نيست‌ برخلاف‌ سحر و جادو و هيپنوتيزم‌ و مانيه‌تيزم‌ و... كه‌ از علوم‌ غريبه‌ و اكتسابي‌ هستند.

3. معجزه‌ مي‌بايد به‌ واسطة‌ مد‌عي‌ رسالت‌ انجام‌ شود؛ بنابراين، اموري‌ كه‌ بشر گرچه‌ از انجام‌ آن‌ها ناتوان‌ است، مانند حركت‌ خورشيد، ماه‌ و ...، معجزة‌ كسي‌ به‌ حساب‌ نمي‌آيد؛ چون‌ آن‌ها بدون‌ واسطه، كار خداوند است.

اين‌ نكته‌ نيز نمي‌بايد مورد غفلت‌ واقع‌ شود كه‌ اصطلاح‌ معجزه‌ دربارة‌ قرآن‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ مرسوم‌ و متعارف‌ است، در آيات‌ قرآن‌ بدان‌ اشاره‌ نشده‌ و اين‌ اصطلاح‌ را همانند ديگر اصطلاحات‌ كلامي‌ و تفسيري، متكلمان‌ و مفسران‌ از قرن‌ سوم‌ به‌ بعد رايج‌ كرده‌اند و قرآن، از اعجاز با عبارت‌هاي‌ «بينه‌ و آيه» و ... ياد كرده‌ است‌ مانند:

وَقَالُوا لَو‌لاَ‌ يَأتِينَا بِاَّيَةٍ‌ مِن‌ رَّبٍّهِ‌ أَوَ‌ لَم‌ تَأتِهِم‌ بَيٍّنَةٌ‌ مَا فِي‌ الصُّحُفِ‌ الأُولَي.

و آن‌ها گفتند: چرا [پيامبر]، معجزه‌ و نشانه‌اي‌ از سوي‌ پروردگارش‌ براي‌ ما نمي‌آورد؟ بگو آيا خبرهاي‌ روشن‌ اقوام‌ پيشين‌ كه‌ در كتاب‌هاي‌ آسماني‌ نخستين‌ بوده‌ است، براي‌ آن‌ها نيامد (طه‌ (20): 133).

قَد‌ جِئتُكُم‌ بِبَيٍّنَةٍ‌ مِن‌ رَبٍّكُم‌ فَأَرسِل‌ مَعِيَ‌ بَنِي‌ اًِسرَ‌ائِيلَ‌  قَالَ‌ اًِن‌ كُنتَ‌ جِئتَ‌ بِاَّيَةٍ‌ فَأتِ‌ بِهَا اًِن‌ كُنتَ‌ مِنَ‌ الصَّادِقِينَ.

[موسي‌ گفت:] من‌ در حقيقت، دليلي‌ روشن‌ از سوي‌ پروردگارتان‌ براي‌ شما آورده‌ام؛ پس‌ فرزندان‌ اسرائيل‌ را همراه‌ من‌ بفرست. فرعون‌ گفت: اگر معجزه‌اي‌ آورده‌اي، پس‌ اگر راست‌ مي‌گويي‌ آن‌ را ارائه‌ بده‌ (اعراف‌ (7): 105 و 106).

قرآن، معجزة‌ همة‌ عصرها

معجزة‌ هر عصري، لازم‌ است‌ در خور عصر خود باشد تا از تأثيرگذاري‌ آن، چيزي‌ كاسته‌ نشود؛ بدين‌ جهت، در عصر حضرت‌ موسي‌ كه‌ قوم‌ او در جادوگري‌ سرآمد بودند، معجزة‌ او از جنس‌ سحر بود و چون‌ در عصر حضرت‌ عيسي، علم‌ طب، پيشرفت‌ قابل‌ توجهي‌ داشت، معجزة‌ او شفاي‌ بيماران‌ واحياي‌ مردگان‌ بود. در زمان‌ بعثت‌ پيامبر اسلام9 نيز چون‌ فرهنگ‌ شعر و شاعري‌ و سخنوري‌ در اوج‌ قرار داشت، معجزة‌ پيامبر اسلام9 متني‌ زباني‌ بود كه‌ تفوق‌ پيامبري‌ او را ثابت‌ مي‌كرد و فقط‌ براي‌ آن‌ روزگار نبود؛ بلكه‌ چون‌ پيامبر اسلام9، خاتم‌ نيز بود، معجزه‌ او مي‌بايد جاويدان‌ و براي‌ همة‌ اعصار باشد، نه‌ زمانمند و مكانمند؛ بدين‌ جهت، معجزة‌ او با آن‌ زمان‌ و همة‌ دوران‌ها متناسب‌ شد.

قرآن، افزون‌ بر عنايت‌ به‌ عصر خود، كتاب‌ تمام‌ دوران‌ها و كتاب‌ هدايت‌ و تربيت‌ همة‌ انسان‌ها است‌ و خداوند متعالي‌ به‌ اين‌ نكته‌ اشاره‌ مي‌فرمايد:

وَنَزَّلنَا عَلَيَ‌ الكِتَابَ‌ تِبيَاناً‌ لِكُلٍّ‌ شَيءٍ‌ وَ‌هُديً‌ وَرَحمَةً‌ وَبُشرَ‌ي‌ لِلمُسلِمِينَ.

ما اين‌ كتاب‌ [آسماني] را بر تو نازل‌ كرديم‌ كه‌ بيانگر همه‌ چيز، و سبب‌ هدايت‌ و رحمت‌ و بشارت‌ براي‌ مسلمانان‌ است‌ (نمل‌ (27): 89).

علا‌ مه‌ طباطبايي‌ نيز در اين‌ خصوص‌ مي‌فرمايد:

قرآن‌ مجيد در مطالب‌ خود، به‌ امتي‌ از امم‌ مانند امت‌ عرب‌ يا طايفه‌اي‌ از طوايف‌ مسلمانان‌ اختصاصي‌ ندارد؛ بلكه‌ با طوايف‌ خارج‌ از اسلام‌ نيز سخن‌ مي‌گويد ... و با هر طايفه‌اي‌ از اين‌ طوايف‌ به‌ احتجاج‌ پرداخته، آنان‌ را به‌ سوي‌ معارف‌ حقة‌ خود دعوت‌ مي‌كند (طباطبايي، 1372: 20).

مبارزه‌طلبي‌ و تحد‌ي‌ قرآن‌

همان‌طور كه‌ در معناشناسي‌ معجزه‌ بيان‌ شد، از جمله‌ شروط‌ و ويژگي‌هاي‌ هر معجزه‌اي، تحد‌ي‌ و هماوردطلبي‌ با مخالفان‌ و منكران‌ است. قرآن‌ نيز كه‌ بر قلب‌ پيامبر اسلام9 نازل‌ شد، از همان‌ آغاز، در متن‌ آيات، خود را آيه‌ و معجزه‌ خوانده‌ و مخالفان‌ خود را از آن‌ روزگار تا امروز به‌ همانندآوري‌ آن‌ دعوت‌ كرده‌ است. خداوند متعالي‌ در سورة‌ عنكبوت‌ مي‌فرمايد:

وَقَالُوا لَو‌لاَ‌ أُنزِلَ‌ عَلَيهِ‌ آيَاتٌ‌ مِن‌ رَّبٍّهِ‌ قُل‌ اًِنَّمَا الاَّيَاتُ‌ عِندَ‌ اِ‌ وَ‌اًِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ‌  أَوَلَم‌ يَكفِهِم‌ أَنَّا أَنزَلنَا عَلَيَ‌ الكِتَابَ‌ يُتلَي‌ عَلَيهِم.

گفتند: چرا بر او، از سوي‌ پروردگارش‌ نشانه‌هاي‌ [معجزه‌آسا] نازل‌ نشده‌ است؟ بگو آن‌ نشانه‌ها پيش‌ خدا است‌ و من‌ فقط‌ هشداردهنده‌اي‌ آشكارم. آيا براي‌ ايشان‌ بس‌ نيست‌ اين‌ كتاب‌ را كه‌ بر آنان‌ خوانده‌ مي‌شود، بر تو فرو فرستاديم؟ (عنكبوت‌ (29): 50 و 51).

قرآن‌ در گروهي‌ از آيات، از مخالفان، بلكه‌ همة‌ انسان‌ها و در همة‌ دوران‌ها مي‌خواهد كه‌ اگر در درستي‌ و الاهي‌ بودن‌ آن‌ ترديد دارند و آن‌ را نشانة‌ صدق‌ و راستي‌ پيامبر9 نمي‌دانند، با تمام‌ توان، و به‌ كمك‌ يك‌ديگر، همانند آن‌ را بياورند كه‌ از آن‌ به‌ عبارت‌ «تحد‌ي» و هماوردطلبي‌ ياد شده‌ است. حضرت‌ محمد9، خود نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ بر وحي‌ و رسالت‌ خود ايمان‌ داشت‌ و هيچ‌گاه‌ در آن‌ ترديد نكرد (طباطبايي، 1393: 10/125)، و در برابر اوضاع‌ سخت‌ روزگار خود و با وجود همه‌ ترديدهاي‌ مخالفان، آن‌ها را به‌ تحد‌ي‌ قرآن‌ دعوت‌ مي‌كرد.

برخي‌ از آيات‌ هماوردطلبي‌ و تحد‌ي، در مكه، و برخي‌ در مدينه‌ نازل‌ شده، و در برخي‌ از آن‌ها، تحد‌ي‌ به‌ همة‌ قرآن‌ و در برخي‌ به‌ ده‌ سوره‌ و در برخي‌ به‌ يك‌ سوره، تحد‌ي‌ شده‌ (معرفت، 1414: 4/21 - 25) كه‌ به‌ نظر، سير تاريخي‌ آن‌ها چنين‌ است:

أ. أَم‌ يَقُولُونَ‌ تَقَوَّلَهُ‌ بَل‌ لا َّ‌ يُؤمِنُونَ‌  فَليَأتُوا بِحَدِيثٍ‌ مِثلِهِ‌ اًِن‌ كَانُوا صَادِقِينَ.

يا مي‌گويند، آن‌ را بر بافته. [نه] بلكه‌ باور ندارند؛ پس‌ اگر راست‌ مي‌گويند، سخني‌ مثل‌ آن‌ بياورند (طور (52): 33 و 34).

ب. أَم‌ يَقُولُونَ‌ افتَرَ‌اهُ‌ قُل‌ فَأتُوا بِعَشرِ‌ سُوَرٍ‌ مِثلِهِ‌ مُفتَرَيَاتٍ‌ وَ‌اد‌عُوا مَنِ‌ استَطَعتُم‌ مِن‌ دُونِ‌ اِ‌ اًِن‌ كُنتُم‌ صَادِقِينَ.

يا مي‌گويند اين‌ [قرآن] را به‌ دروغ‌ ساخته‌ است. بگو اگر راست‌ مي‌گوييد، ده‌ سوره‌ بر ساخته‌ شده، مانند آن‌ بياوريد و غير از خدا هر كه‌ را مي‌توانيد فرا خوانيد (هود (11): 13).

ج. «وَ‌اًِن‌ كُنتُم‌ فِي‌ رَيبٍ‌ مِمَّا نَزَّلنَا عَلَي‌ عَبدِنَا فَأتُوا بِسُورَةٍ‌ مِن‌ مِثلِهِ‌ وَ‌اد‌عُوا شُهَدَ‌أَكُم‌ مِن‌ دُونِ‌ اِ‌ اًِن‌ كُنتُم‌ صَادِقِينَ‌ فَاًِن‌ لَم‌ تَفعَلُوا وَلَن‌ تَفعَلُوا فَاتَّقُو‌ا النَّارَ‌ الَّتِي‌ وَقُودُ‌هَا النَّاسُ‌ وَ‌الحِجَارَةُ‌ أُ‌عِدَّت‌ لِلكَافِرِينَ.

و اگر در آن‌ چه‌ بر بندة‌ خود نازل‌ كرديم، شك‌ داريد، پس‌ اگر راست‌ مي‌گوييد، سوره‌اي‌ مانند آن‌ بياوريد و گواهان‌ خود (غير خدا) را فرا خوانيد؛ پس‌ اگر نكرديد (و هرگز نمي‌توانيد كرد)، از آن‌ آتشي‌ كه‌ سوختش‌ مردم‌ و سنگ‌ها هستند، و براي‌ كافران‌ آماده‌ شده، بپرهيزيد (بقره‌ (2): 23 و 24).

آفاق‌ اعجاز قرآن‌

بين‌ دانشمندان‌ مسلمان، اختلافي‌ نيست‌ كه‌ مهم‌ترين‌ اعجاز پيامبر اسلام9، به‌ متن‌ قرآن‌ باز مي‌گردد و نه‌ بيرون‌ متن، و خداوند، قرآن‌ را بر پيامبر9 نازل‌ كرد؛ در حالي‌ كه‌ هم‌ وحي، و هم‌ دليل‌ وحي‌ است؛ اما اين‌ پرسش‌ همواره‌ بين‌ آن‌ها وجود داشته‌ است‌ كه‌ جهت‌ اعجاز قرآن‌ در چيست، و چه‌ خصوصياتي‌ در قرآن‌ وجود دارد كه‌ آن‌ را بي‌مانند كرده. از متن‌ آيات‌ هم‌ به‌ درستي‌ نمي‌توان‌ پاسخ‌ اين‌ پرسش‌ را يافت؛ زيرا در تمام‌ آيات‌ كه‌ به‌ اعجاز قرآن‌ و تحد‌ي‌ آن‌ پرداخته‌ است، اشارة‌ بر جهت‌ خاصي‌ نكرده‌ و فقط‌ در تحد‌ي‌ قرآن، آوردن‌ به‌ مانند آن‌ را خواسته‌ است‌ (تحد‌ي‌ قرآن، همين‌ مقاله)، و بدين‌ جهت، دانشمندان‌ قرآن‌ پژوه‌ دربارة‌ چگونگي‌ اعجاز قرآن، دچار معركه‌ آرا و تفاوت‌ نظر فراوان‌ شده‌اند (معرفت، 1414: 4/131 - 135) تا آن‌ جا كه‌ سيوطي‌ براي‌ اعجاز قرآن، بيش‌ از سي‌ وجه‌ ذكر مي‌كند (سيوطي، 1408: 1/12).

وجوه‌ اعجاز قرآن، از نظر دانشمندان‌ مسلمان، چنان‌ كه‌ اشاره‌ شد، فراوانند؛ اما به‌ طور كلي‌ مي‌توان‌ آن‌ها را به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ كرد. نخست‌ وجوهي‌ كه‌ به‌ ساختار الفاظ‌ و ظاهر قرآن‌ مربوط‌ مي‌شود كه‌ براي‌ آگاهي‌ از آن‌ تسلط‌ بر زبان‌ عربي‌ ضرورت‌ دارد و عرب‌ جاهلي‌ به‌ خوبي‌ آن‌ را دريافته‌ است‌ (معرفت، 1414: 4/11). دوم‌ وجوهي‌ كه‌ به‌ محتوا و مفاهيم‌ قرآن‌ مربوط‌ مي‌شود و آگاهي‌ از آن‌ها براي‌ ناآشنايان‌ با ظرايف‌ زبان‌ ادبي‌ عربي‌ نيز مقدور است‌ (شاكر، 1380: 10).

هر يك‌ از آن‌ دو گروه‌ نيز اقسامي‌ دارد كه‌ به‌ اعجاز بياني، اعجاز در صوت‌ و آهنگ‌ قرآن‌ و اعجاز در معارف‌ بلند آن، اشاره‌ خواهد شد.

أ. اعجاز بياني‌

نخستين‌ وجه، بين‌ وجوه‌ اعجاز قرآن‌ و آن‌كه‌ از قبل‌ بين‌ قرآن‌پژوهان، از همه‌ مشهورتر و مهم‌تر بوده، اعجاز بياني‌ و نزول‌ قرآن‌ همراه‌ با فصاحت‌ و شگفتي‌هاي‌ بياني‌ آن‌ است، كه‌ سابقه‌اي‌ به‌ سابقة‌ نزول‌ قرآن‌ دارد. همان‌كه‌ متعارف‌ عصر نزول‌ بوده‌ و عرب‌ جاهلي‌ به‌ خوبي‌ آن‌ را دريافته‌ و بر آن‌ معترف‌ شده‌ و اين‌ وجه‌ افزون‌ بر فصيحان‌ و بليغان‌ عرب، براي‌ ديگران‌ نيز مورد قبول‌ واقع‌ شده؛ زيرا، گر چه، اعجاز بياني‌ آن‌ را از همة‌ زواياي‌ و با علم‌ تفصيلي‌ در نيافته‌اند، هنگام‌ آگاهي‌ از داوري‌ استادان‌ برجستة‌ بلاغت، در مورد زيبايي‌هاي‌ لفظي‌ قرآن‌ و خضوع‌ و فروتني‌ آن‌ها در برابر آن، آنان‌ نيز سر تسليم‌ فرود آورده‌ و با كمال‌ ادب، عظمت‌ قرآن‌ را از نظر ادبي‌ ستوده‌اند.

اعجاز بياني‌ قرآن‌ كه‌ مورد توافق‌ انديشه‌وران‌ اسلامي‌ است‌ (مؤ‌لف، 1379: 145)، به‌ الفاظ‌ و ظاهر قرآن‌ مربوط‌ مي‌شود؛ زيرا قرآن، افزون‌ بر گسترة‌ فكر و تشريع‌ بي‌مانند خود، با ظاهري‌ زيبا و شاداب‌ با انسان‌ سخن‌ گفته، و مشحون‌ از دلربايي‌هايي‌ است‌ كه‌ مخاطب‌ خود را سرمست‌ نشاط‌ و سرور مي‌كند. متن‌ قرآن، آراسته‌ و دلربا، بشارت‌دهنده‌ و آرام‌بخش، دلنشين‌ و بيدارگر و برخاسته‌ از عواطف‌ و احساساتي‌ است‌ كه‌ خوانندة‌ خود را مسخر خويش‌ ساخته، و او را از هر چه‌ غير او است، بازمي‌دارد. متن‌ آسماني‌ قرآن، نه‌ شعر بود و نه‌ نثر و برخاسته‌ از كلمات‌ و هندسة‌ زبان‌ عربي؛ اما بي‌بديل‌ و بي‌همتا و آن‌ هم‌ در دوراني‌ كه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ عرب، ظهوري‌ بي‌مانند داشت‌ و در آن‌ حال‌ كه‌ اوج‌ فصاحت‌ و سخنوري‌ بود، قرآن‌ سبب‌ شگفتي‌ همگان‌ شد؛ در دوراني‌ كه‌ شعر و نثر عرب، در قلمرو رشد و تعالي‌ بود و از آن‌ پس‌ تاكنون، همچنان‌ آن‌ اشعار مورد تمسك‌ واقع‌ مي‌شود، قرآن‌ برتري‌ خويش‌ را نمايان‌ كرد و اعتراف‌ بزرگاني‌ چون‌ وليد بن‌ مغيره، امير سخن‌سراي‌ عرب‌ را در پي‌ داشت‌ كه‌ گفت:

سخن‌ محمد9 (قرآن)، نه‌ شعر است‌ و نه‌ سحر؛ بلكه‌ كلام‌ خدا است‌ ... ؛ زيرا حلاوت‌ و طراوتي‌ دارد كه‌ بي‌مانند و بي‌نظير است‌ (حاكم‌ نيشابوري، 1343: 2/507).

در تبيين‌ اعجاز بياني‌ قرآن‌ به‌ چينش‌ واژگان‌ قرآن، اسلوب‌ خاص‌ قرآن، سازگاري‌ حروف‌ و معاني‌ قرآن، تغيير خطاب، اشاره‌ مي‌شود كه‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ است:

1. چينش‌ واژگان‌ قرآن: عبارت‌ها و واژگان‌ در قرآن‌ و جاي‌دهي‌ هر يك‌ در آن، چنان‌ مناسب‌ و بجا است‌ كه‌ هر تغيير و بديلي‌ در آن‌ از، زيبايي‌ و طراوت‌ آن‌ مي‌كاهد و اگر هر واژه‌اي‌ در قرآن‌ با ديگري، جايگزين‌ يا حذف‌ شود، بلاغت‌ آن‌ دچار آسيب‌ خواهد شد. خطابي‌ (م‌ /388)، از عالمان‌ فن‌ بلاغت‌ مي‌گويد:

هر كلامي‌ داراي‌ سه‌ ركن‌ است‌ كه‌ شامل‌ الفاظ، معاني‌ و ربط‌ بين‌ آن‌ها مي‌شود و در قرآن، اين‌ سه‌ ركن‌ در اوج‌ و نهايت‌ كامل‌ است‌ به‌ شكلي‌ كه‌ كلامي‌ فصيح‌تر از آن‌ يافت‌ نمي‌شود (خلف‌ا، بي‌تا: 27)؛

            ‌بدين‌ جهت، عبارت‌هاي‌ حكيمانة‌ قرآن، ذهن‌ بليغان‌ را متوجه‌ خود كرده؛ مانند «ظلمات» كه‌ نمادي‌ از مصاديق‌ گمراهي‌ است، در قرآن‌ به‌ عبارت‌ جمع؛ ولي‌ «نور» كه‌ كنايه‌ از صراط‌ مستقيم‌ است، به‌صورت‌ مفرد (سعيدي‌ روشن، 1380: 137 - 139)، و در سورة‌ بقره‌ چنين‌ آمده: «اُ‌ وَلِيُّ‌ الَّذِينَ‌ آمَنُوا يُخرِجُهُم‌ مِنَ‌ الظُّلُمَاتِ‌ اًِلَي‌ النُّورِ» (بقره‌ (2): 257) ... و يا حرف‌ «علي» و «في» در آيه‌ «انا و اياكم‌ لعلي‌ هدي‌ او في‌ ضلال‌ مبين» (سبا (34): 24)؛ ما و شما كدام‌ بر هدايت‌ يا در ضلالتي‌ آشكاريم‌ كه‌ «علي» براي‌ هدايت، و حرف‌ «في» براي‌ ضلالت‌ است؛ زيرا هدايت‌ شده، بر اسبي‌ تيز در حركت، و گمراه‌ شده‌ در درة‌ سقوط‌ فروافتاده‌ (زمخشري، 1413: 3/582).

رواني‌ الفاظ‌ و عبارات‌ قرآن‌ نيز از ديگر لطايفِ‌ چينش‌ دقيق‌ آيات‌ است‌ كه‌ افزون‌ بر گزينش‌ الفاظ‌ مناسب، انتخاب‌ و گزينة‌ محل‌ كلام‌ در جمله‌ نيز شايسته‌ است‌ به‌ شكلي‌ كه‌ كلام‌ همواره‌ روان‌ و تلفظ‌ آن‌ بر زبان‌ آسان‌ و حفظ‌ آن‌ مقدور همگان‌ است؛ بدين‌ سبب، حافظان‌ قرآن‌ بر خلاف‌ ديگر كتاب‌ها، زياد بوده‌ و هست. حتي‌ كلماتي‌ كه‌ كاربرد آن‌ها به‌ تنهايي، سنگين‌ است، در قرآن، در محلي‌ مناسب، گزينش‌ شده‌ كه‌ آن‌ها را روان‌ ساخته‌ است؛ مانند كلمة‌ «ليستخلفنكم» در آية‌ «ليستخلفنكم‌ في‌الارض» (نور (24): 55) يا عبارت‌ «فسيكفيكهم»، در آية‌ «فسيكفيكهم‌ا و هوالسميع‌العليم» (بقره‌ (2): 137). الفاظ‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ در قرآن، از نظر اشتقاق‌ به‌شكلي‌ است‌ كه‌ عبارت‌ها را سنگين‌ نكرده؛ بدين‌ سبب‌ لفظ‌ خماسي‌ در قرآن‌ به‌كار نرفته‌ است؛ زيرا ديگر عذوبت‌ و گوارايي‌ مطلوب‌ را نخواهد داشت، مگر آن‌ كه‌ لفظ‌ از اسمي‌ باشد كه‌ رايج‌ بوده، مانند ابراهيم‌ و طالوت.

از طرفي، گاهي‌ لفظي‌ كه‌ مفرد آن‌ روان‌ نبوده، مثل‌ «الكوب» ولي‌ جمع‌ آن‌ روان‌ بوده، به‌ شكل‌ جمع‌ در عبارت‌ «اكواب» در آيه‌ «مخلدون‌ باكواب‌ و أباريق» به‌كار رفته‌ است‌ (مودب، 1379: 159). چيره‌دستي‌ در انتخاب‌ كلمات، آن‌ قدر هوشيارانه‌ است‌ كه‌ تحسين‌ را بر مي‌انگيزد؛ مانند آية‌ «آنَسَ‌ مِن‌ جَانِبِ‌ الطُّورِ‌ نَاراً‌ قَالَ‌ لاِ‌ َ‌هلِهِ‌ امكُثُوا اًِنٍّي‌ آنَستُ‌ نَاراً» (قصص‌ (28) 29)؛ [موسي] آتشي‌ از جانب‌ كوه‌ طور ديد و به‌ اهل‌ بيت‌ خويش‌ گفت: درنگ‌ كنيد كه‌ آتش‌ ديدم. در آيه‌ شريفه، خداوند از عبارت‌ «آنست» استفاده‌ كرده‌ كه‌ به‌ ظاهر مترادفِ‌ «ابصرتُ، نظرت، شهدت‌ و رأيت» است؛ ولي‌ از نظر اهل‌ لغت، به‌ خوبي‌ روشن‌ است‌ كه‌ هيچ‌يك‌ نمي‌تواند، همان‌ معناي‌ «آنست» را برساند؛ زيرا «آنست»، يعني‌ چيزي‌ را كه‌ با آن‌ انس‌ دارد، ديد بر خلاف‌ «أبصرت‌ و نظرت‌ و شهدت‌ و رأيت» كه‌ در مورد هيچ‌يك‌ چنين‌ معنايي‌ مشاهده‌ نمي‌شود؛ بدين‌ جهت، اين‌ واژه، سه‌بار در قرآن‌ دربارة‌ حضرت‌ موسي7 در جريان‌ ديدن‌ آتش‌ در بيابان‌ با همان‌ خصوصيت‌ به‌كار رفته‌ است‌ (طه‌ (20): 10 و 29) و يك‌ بار هم‌ دربارة‌ يتيمان، با همين‌ خصوصيت‌ استعمال‌ شده‌ است:

فَاًِن‌ آنَستُم‌ مِنهُم‌ رُشداً‌ فَ‌ادفَعُوا اًِلَيهِم‌ أَموَ‌الَهُم‌ (نسأ (4): 6) اگر در آن‌ها [رشد كافي] يافتيد، اموالشان‌ را به‌ آن‌ها بدهيد. در اين‌ مورد نيز به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ شده‌ كه‌ وقتي‌ نشانه‌هايي‌ از رشد را در آن‌ها ديدند، خرسند مي‌شوند و اموالشان‌ را به‌ آن‌ها برمي‌گردانند (بنت‌ شاطي، 1391: 200 و 201).

2. اسلوب‌ خاص‌ قرآن: آشنايان‌ با متن‌ قرآن‌ مي‌دانند كه‌ اسلوب‌ قرآن‌ نيز مطابق‌ اسلوب‌هاي‌ عربي‌ رايج‌ نيست؛ بلكه‌ نظمي‌ نو، در آن‌ به‌كار رفته‌ است‌ كه‌ نه‌ نثري‌ مانند آن‌ يافت‌ مي‌شود و نه‌ شعري؛ اسلوبي‌ كه‌ محاسن‌ شعر و نثر را دارد و از نوعي‌ قافيه‌ و پساوندهاي‌ شعر و نثر برخوردار، ولي‌ بي‌همتا است.

قرآن، آسماني‌ و كلام‌ الاهي‌ است؛ اما از نوع‌ و صنف‌ كلام‌ بشر و از جنس‌ همان‌ حروف‌ و ساختار انساني‌ به‌ شمار مي‌رود؛ ولي‌ نظمي‌ عجيب‌ و بديع‌ دارد؛ نظمي‌ كه‌ نه‌ پيشينه‌اي‌ دارد و نه‌ پسينيه‌اي، و عقل‌ها را متحير و دل‌ها را به‌سوي‌ خود جذب‌ مي‌كند. ساختار عبارت‌ها و جمله‌ها در آن، از نظر ايجاز و اطناب‌ و مساواة40 همراه‌ با آهنگ‌گيراي‌ آن، تحسين‌ بليغان‌ را سبب‌ شده‌ و بي‌بديل‌ بودن‌ آن‌ را ثابت‌ كرده‌ است؛ چنان‌ كه‌ رماني‌ مي‌گويد:

قرآن‌ نقض‌ عادت‌ نموده‌ و كلامي‌ آورده‌ كه‌ در قالب‌ شعر، سجع، خطب، رسائل‌ و ... نمي‌گنجد؛ زيرا قرآن‌ طريقه‌اي‌ جديد آورده‌ كه‌ در آن‌ از وزن‌ و شعر نيز بهره‌ برده‌ است.

روشن‌ است‌ كه‌ اسلوب‌ خاص‌ قرآن، فقط‌ بر پاية‌ الفاظ‌ آن‌ها نيست‌ تا گفته‌ شود: عالي‌ترين‌ تركيب‌هاي‌ لفظي‌ و عباراتي، يكي‌ بيش‌ نيست؛ بلكه‌ افزون‌ بر چينش‌ الفاظ، به‌ معاني‌ رسا و كاملي‌ نيز مربوط‌ مي‌شود كه‌ مي‌تواند يك‌ موضوع‌ را با شكل‌هاي‌ متفاوت‌ با اهداف‌ گوناگون، به‌ قالب‌ الفاظ‌ در آورد و آن‌ها را معجزه‌ كند. علا‌ مه‌ طباطبايي‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌فرمايد:

در باب‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ سه‌ جهت‌ لازم‌ است: 1. احاطه‌ بر زبان‌ و واژه‌ها؛ 2. قدرت‌ بيان‌ كه‌ همان‌ مهارت‌ در سخنوري‌ است؛ 3. قدرت‌ فكر و لطافت‌ ذوق‌ كه‌ سبب‌ مي‌شود اگر گوينده‌ معارف‌ بلندي‌ دارد، آن‌ها را در قالبي‌ زيبا ترسيم‌ كند؛ وگرنه‌ كلام‌ او جاذبه‌ نخواهد داشت‌ (طباطبايي، 1393: 1/70).

روشن‌ است‌ كه‌ توانايي‌ بر مرحلة‌ اول‌ يعني‌ احاطه‌ بر لغات‌ و زبان، باعث‌ اعجاز كلام‌ نمي‌شود؛ بلكه‌ قدرت‌ بيان‌ و ذهن‌ لطيف‌ هم‌ لازم‌ دارد. همو مي‌گويد:

صرف‌ اين‌ كه‌ واژه‌ها و زبان‌ها ساخته‌ و قريحة‌ آدمي‌ است، باعث‌ نمي‌شود كه‌ كلام‌ معجزه‌ آسا، محال‌ باشد و اين‌ گفته، مانند كلام‌ كسي‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: آهنگري‌ كه‌ سازندة‌ شمشير است، مي‌بايد شجاع‌تر از كسي‌ باشد كه‌ آن‌ را به‌كار مي‌برد (همان: 72)؛

            ‌از اين‌ رو، بلاغت‌ كامل، به‌ ذهن‌ لطيف‌ و آگاه‌ نيز متكي‌ است‌ كه‌ چنين‌ امري‌ براي‌ همگان‌ مقدور نيست‌ و فقط‌ در اختيار خداوند است‌ كه‌ در قرآن‌ تجلي‌ يافته، و آن‌ را معجزه‌ كرده‌ است.

3. سازگاري‌ حروف‌ و معاني: هماهنگي‌ حروف‌ و معاني‌ قرآن‌ از ويژگي‌هاي‌ قرآن‌ است؛ زيرا آهنگ‌ سامان‌ يافته‌ حروف‌ و ارتباط‌ آن‌ها با معاني، سبب‌ تسخير قلب‌ شنونده‌ مي‌شود؛ مانند آن‌كه‌ اگر قرآن‌ در مقام‌ تكريم‌ انسان‌ است، تلفظي‌ گوارا و اگر در مقام‌ تهديد و بيان‌ آيات‌ عذاب‌ است، از الفاظي‌ شديد و غليظ‌ بهره‌ برده؛ بدين‌ سبب‌ هنگامي‌ كه‌ شنونده، آية‌ شريفة‌ «اًِنَّا أَرسَلنَا عَلَيهِم‌ رِيحاً‌ صَرصَراً‌ فِي‌ يَومِ‌ نَحسٍ‌ مُستَمِر‌  تَنزِ‌عُ‌ النَّاسَ‌ كَأَنَّهُم‌ أَ‌عجَازُ‌ نَخلٍ‌ مُنقَعِرٍ»؛ ما بر سر آنان‌ در روز شومي، به‌طور مداوم‌ تندبادي‌ توفنده‌ فرستاديم‌ كه‌ مردم‌ را از جا مي‌كند، گويي‌ تنه‌هاي‌ نخلي‌ بودند كه‌ ريشه‌كن‌ شده‌ بود (قمر (54): 19 و 20)، را گوش‌ مي‌دهد و مي‌شنو، شدت‌ عذاب‌ را درك‌ مي‌كند؛ زيرا الفاظ‌ مذكور، با معناي‌ عذاب‌ هماهنگ‌ است‌ يا در آية‌ «بِسمِ‌ اِ‌ الرَّحمنِ‌ الرَّحِيمِ» كه‌ از الفاظي‌ لين‌ و ملايم‌ استفاده‌ شده، شدت‌ رحمت‌ الاهي‌ را بيان‌ مي‌كند.

4. تغيير خطاب‌ در قرآن: از جمله‌ ويژگي‌هاي‌ بلاغي‌ قرآن، تغيير خطاب‌ يا التفات‌ در آيات‌ است‌ كه‌ كلام‌ از حالتي‌ به‌ حالت‌ ديگر، و از جهتي‌ به‌ جهت‌ ديگر، تغيير مي‌يابد و جولان‌ در سخن‌ به‌شمار مي‌رود. سكاكي‌ بر آن‌ است‌ كه‌ التفات‌ در زبان‌ عربي، فراوان‌ و سبب‌ نشاط‌ سامع‌ مي‌شود (سكاكي، بي‌تا: 95). ابن‌ ابي‌ الاصبع، التفات‌ را از ويژگي‌هاي‌ بلاغي‌ قرآن‌ برشمرده‌ و به‌ نقل‌ از ابن‌المعتز آورده‌ كه‌ التفات، عبارت‌ از انصراف‌ متكلم‌ از سخن‌ دربارة‌ غايب، به‌ سخن‌ دربارة‌ مخاطب‌ يا انصراف‌ از متكلم‌ به‌ خطاب‌ يا انصراف‌ از خطاب‌ به‌ غيبت‌ است‌ (ابن‌ ابي‌ الاصبع، 1368: 144)؛ مانند التفات‌ از خطاب‌ به‌ غيبت‌ در آية‌ شريفه:

هُوَ‌ الَّذِ‌ي‌ يُسَيٍّرُكُم‌ فِي‌ البَرٍّ‌ وَ‌البَحرِ‌ حَتَّي‌ اًِذَ‌ا كُنتُم‌ فِي‌ الفُلِ‌ وَجَرَينَ‌ بِهِم‌ بِرِيحٍ‌ طَيٍّبَةٍ‌ وَفَرِحُوا بِهَا.

او كسي‌ است‌ كه‌ شما را در خشكي‌ و دريا سير مي‌دهدتا اين‌ كه‌ در كشتي‌ قرار مي‌گيريد و بادهاي‌ موافق، آن‌ها را حركت‌ مي‌دهند و خوشحال‌ مي‌شوند (يونس‌ (10): 22).

در اين‌ آيه، از مخاطب‌ «يسيركم» به‌ غايب‌ «كنتم»، التفات‌ شده؛ زيرا خداوند، حال‌ مشركان‌ را هنگامي‌ كه‌ دچار طوفان‌ مي‌شوند، به‌ صورت‌ عبرت‌ براي‌ ديگران‌ بيان‌ مي‌كند؛ بدين‌ سبب‌ آن‌ها را غايب‌ فرض‌ كرده‌ و بسا فرض‌ غايب‌ بودن‌ آن‌ها به‌جهت‌ تحقير آن‌ها است. گويي‌ خدا نخست‌ آن‌ها را به‌حضور مي‌پذيرد؛ ولي‌ سپس‌ آن‌ها را از خود دور مي‌كند (طبرسي، 1365: 5/174).

وجوه‌ بياني‌ كه‌ به‌ اختصار به‌ جلوه‌هاي‌ آن‌ اشاره، و پردة‌ كوتاهي‌ از رخ‌ آن‌ها بركشيده‌ شد، قرآن‌ را معجزه‌ كرده؛ به‌ ويژه‌ براي‌ بليغان‌ و سخنوران‌ و هنرمندان‌ علم‌ بيان، و مناسب‌ است‌ كه‌ در ديگر وجوه‌ بياني‌ قرآن، مانند تشبيهات، استعارات، كنايات، تجنيس، طباق، استطراد، حسن‌ تضمين، مساوات، اشاره، ارداف، تمثيل، توشيح، احتراس، مواريه، تسهيم، استخدام، مماثله، تسجيع، تهذيب، تذييل، حقيقت‌ و مجاز، ادماج، اتساع‌ و ... به‌ كتاب‌ بديع‌ القرآن‌ از ابن‌ ابي‌الاصبع‌ و ثلاث‌ رسائل‌ في‌ اعجاز القرآن، الرسالة‌ الثانية‌ في‌ اعجاز القرآن‌ از رماني‌ و سرالفصاحه‌ از خفاجي‌ و معترك‌ الاقران‌ از سيوطي‌ و البرهان‌ في‌ علوم‌ القرآن‌ از زركشي‌ و الاعجاز البياني‌ از بنت‌ شاطي، مراجعه‌ شود.

لازم‌ است‌ اين‌ نكته‌ را نيز يادآوري‌ كنيم‌ كه‌ اعجاز بياني، يكي‌ از وجوه‌ اعجاز قرآن‌ است‌ كه‌ البته‌ دريافت‌ مستقيم‌ آن‌ براي‌ هنرمندان‌ وجوه‌ ادبي‌ و بياني، ملموس‌تر است. آيت‌ا خويي‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌گويد:

حال‌ آن‌ كه‌ روشن‌ شد قرآن، معجزه‌ الاهي‌ در بلاغت‌ و اسلوب‌ آن‌ است، بدان‌ كه‌ اعجاز آن‌ منحصر به‌ آن‌ نيست؛ بلكه‌ قرآن، معجزة‌ رباني‌ و برهان‌ صدق‌ بر پيامبر9 از جهات‌ گوناگون‌ است‌ (خويي، 1401: 45).

علا‌ مه‌ طباطبايي‌ نيز مي‌گويد:

اگر اعجاز قرآن، فقط‌ بلاغت‌ آن‌ باشد، با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ غير عرب‌ از آن‌ آشنايي‌ ندارد، تحد‌ي‌ غيرعرب، بي‌ معنا خواهد بود؛ در حالي‌ كه‌ دعوت‌ به‌ تحد‌ي، عام‌ است‌ (طباطبايي، 1393: ذيل‌ آية‌ 13 هود).

به‌ دليل‌ آية‌ «لَّئِنِ‌ اجتَمَعَتِ‌ الا‌ ًِنسُ‌ وَ‌الجِنُّ‌ عَلَي‌ أَن‌ يَأتُوا بِمِثلِ‌ هذَ‌ا القُر‌آنِ» (اسرأ (17): 88).

ب. اعجاز در صوت‌ و آهنگ‌ قرآن‌

دومين‌ وجه‌ از وجوه‌ مربوط‌ به‌ متن‌ قرآن، آهنگ‌ و صوت‌ دلرباي‌ آن‌ است. قرآن‌ مجيد با وجود گستردگي‌ مطالب‌ و تنو‌ع‌ آن، چنان‌ آواي‌ دلنشيني‌ دارد كه‌ شنيدن‌ آن، هر چند مكرر، غوغايي‌ در جان‌ و روح‌ آدمي‌ ايجاد مي‌كند كه‌ بي‌ همتا است. از منظر زبان‌شناسان، آوا و طنين‌ واژه‌هاي‌ قرآني، چنان‌ از تركيب‌ حروف‌ و هجاها و گزينش‌ آن‌ها، فراهم‌ شده‌ كه‌ در شنونده‌ جاذبة‌ بي‌مانند و تأثير شگفت‌آور دارد. اين‌ آهنگ‌ در هيچ‌ نثري‌ ديده‌ نشده‌ و تاكنون‌ هيچ‌ لحن‌ روحاني‌ و معنوي‌ نتوانسته‌ با قرآن‌ از نظر زيبايي‌ و جاذبه‌ و تحمل‌ آهنگ‌ها برابري‌ كند. رافعي‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌گويد:

گوش‌ دادن‌ به‌ قرائت‌ قرآن، در دل‌ انسان، نشاط‌ و معنويت‌ خاصي‌ را ايجاد مي‌كند و هنگامي‌ كه‌ بر معاني‌ آن‌ نيز آگاهي‌ حاصل‌ شود، تأثيري‌ فوق‌العاده‌ در درون‌ انسان‌ مي‌آفريد (رافعي، 1393: 188).

سكاكي، اعجاز صوتي‌ و جاذبة‌ آهنگ‌ آن‌ را از مهم‌ترين‌ شگفتي‌هاي‌ قرآن‌ مي‌داند و آن‌ را نه‌ قابل‌ وصف، بلكه‌ فقط‌ قابل‌ درك‌ مي‌شمرد (سكاكي، بي‌تا: 221). از پيامبر9 هم‌ روايت‌ شده‌ كه‌ قرآن‌ را با صوت‌ بخوانيد؛ زيرا صوت، زينت‌ قرآن‌ است‌ (كليني، 1388: 2/614). عبدا دراز نيز از عالمان‌ معاصر در كتاب‌ النبأالعظيم، نظرات‌ جديده‌ في‌القرآن، در اين‌ وجه، دقت‌ بيش‌تري‌ كرده‌ و معتقد است: وقتي‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌ كه‌ با ترتيب‌ و تجويد خوانده‌ مي‌شود، گوش‌ جان‌ مي‌دهي، در خود لذتي‌ عجيب‌ را مي‌يابي‌ كه‌ از هيچ‌ كلام‌ ديگري، چنين‌ حالتي‌ براي‌ تو ايجاد نمي‌شود؛ زيبايي‌ و موسيقي‌ كه‌ در شعر و نثر نيست‌ و در آن‌ ملالتي‌ يافت‌ نمي‌شود و اين‌ همان‌ زيبايي‌ نهاده‌ شده‌ در كلمات‌ قرآن‌ است‌ كه‌ حتي‌ براي‌ غير اعراب‌ نيز محسوس‌ است‌ (عبدا دراز، 1390: 102). سيد قطب‌ نيز در كتاب‌ التصوير الفني‌ في‌القرآن، به‌ زواياي‌ اعجاز صوتي‌ پرداخته‌ و آن‌ را بي‌مانند و از ويژگي‌هاي‌ نظم‌ و اسلوب‌ آن‌ دانسته‌ و معتقد است: موسيقي‌ داخلي‌ قرآن‌ كه‌ قابل‌ درك‌ است، نه‌ قابل‌ شرح، از بافت‌ الفاظ‌ و تركيب‌ جمله‌هاي‌ قرآن‌ به‌ دست‌ آمده‌ و قرآن‌ گرچه‌ شعر نيست، وزني‌ دارد كه‌ داراي‌ جاذبه‌ است، و گرچه‌ اسلوب‌ موسيقي‌ قرآن‌ در سوره‌ها تفاوت‌ دارد مطمئنيم‌ كه‌ از نظامي‌ خاص‌ بهره‌مند است.

ج. اعجاز در معارف‌ بلند قرآن‌

سومين‌ وجه‌ از وجوه‌ اعجاز قرآن، معارف‌ بلند و بي‌بديل‌ آن‌ است‌ كه‌ از پيامبر امي‌ رسيد. شايد بتوان‌ گفت: مهم‌ترين‌ وجه‌ اعجاز قرآن‌ كه‌ سبب‌ رمز جاودانگي‌ آن‌ شده، محتوا و معارف‌ متعالي‌ آن‌ است؛ معارفي‌ كه‌ در هيچ‌ كتابي، حتي‌ كتاب‌ مقدس‌ (خويي، 1401: 50 - 55) به‌ اين‌ وسعت‌ و اين‌چنين‌ متقن‌ ديده‌ نشده‌ است؛ معارفي‌ كه‌ ويژگي‌ اتقان‌ و خردپذيري‌ دارد و مطابق‌ با سرشت‌ و فطرت‌ انساني‌ و در گسترة‌ وسيع، نظامند و منطقي‌ و نه‌ مكانمند و زمانمند، بلكه‌ بر مدار هدايت‌ انسان‌ و جهل‌ستيزي‌ شكل‌ گرفته‌ است‌ و هر كس‌ در آن‌ مي‌نگرد، بي‌ترديد بر آسماني‌ بودن‌ آن‌ مُهر تأييد مي‌گذارد؛ زيرا هر بشري‌ گر چه‌ تيزهوش‌ و نابغه‌ باشد، در صورتي‌ كه‌ اثري‌ مكتوب‌ از خود بر جاي‌ گذارد، عمر اثر به‌ درازاي‌ عمر خودش‌ نخواهد بود و پس‌ از حداكثر، يك‌ قرن، مورد خرده‌گيري‌ و نقد واقع‌ مي‌شود و اين‌ فقط‌ قرآن‌ است‌ كه‌ پس‌ از حدود پانزده‌ قرن، همچنان‌ با صلابت‌ و استواري‌ مي‌درخشد و بين‌ همة‌ كتاب‌هاي‌ تدوين‌ شده، درخشان‌ و منور، استوار و ماندگار، براي‌ رشد و تعالي‌ بشر معجزة‌ بي‌همتا شده‌ است. براي‌ تبيين‌ اعجاز معارف‌ قرآن، يادآوري‌ دو نكته‌ مفيد است:

1. وسعت‌ معارف‌ قرآن: قرآن‌ از نظر تنو‌ع‌ و وسعت‌ معارف، دشتي‌ پهن‌ و گسترده‌ دارد كه‌ موضوعات‌ فراوان‌ را در خود جاي‌ داده، و گر چه، كتاب‌ هدايت‌ است‌ چنان‌ كه‌ در آغاز قرآن‌ آمده: «ذلَِ‌ الكِتَابُ‌ لاَ‌ رَيبَ‌ فِيهِ‌ هُديً‌ لِلمُتَّقِينَ»؛ اين‌ است‌ كتابي‌ كه‌ در حقانيت‌ آن‌ هيچ‌ ترديدي‌ نيست‌ و ماية‌ هدايت‌ تقواپيشگان‌ است‌ (بقره‌ (2): 2)، در قلمرو تربيت‌ به‌ موضوعات‌ فراواني‌ پرداخته‌ و معارف‌ بي‌مثالي‌ را در خداشناسي، پيامبرشناسي، عدل، امامت، انسان‌شناسي، روح، جن، ملك‌ و ابليس، فلكيات‌ و زمين‌ و مباحث‌ علمي‌ آن‌ها، تاريخ‌ گذشتگان‌ و سرنوشت‌ آن‌ها، مباحث‌ حكومت‌ و سياست، قضاوقدر، عبادات، معاملات، حدودوقضا، برزخ‌ و قيامت، معاد و ... بيان‌ كرده‌ است‌ (راوندي، 1409: 1006). نظام‌ ارزشي‌ قرآن‌ كه‌ صدها اصل‌ اخلاقي‌ و نظام‌ حقوقي‌ مربوط‌ به‌ حيات‌ فردي، اجتماعي، و اقتصادي‌ را فرا مي‌گيرد كه‌ هر يك‌ نيز شامل‌ ده‌ها باب‌ از ابواب‌ فقهي‌ است، در قرآن، هر يك‌ از آن‌ها با توجه‌ به‌ تدريجي‌ بودن‌ نزول‌ آن‌ در بيست‌وسه‌ سال، چشمگير و بي‌مانند است.

2. خردمندانه‌ بودن‌ مطالب‌ قرآن: از ديگر ويژگي‌هاي‌ قرآن‌ كه‌ آن‌ را بي‌همتا و معجزة‌ همة‌ عصرها كرده، آن‌ است‌ كه‌ اگر در همة‌ حوزه‌ها و موضوعات‌ مذكور، با آن‌ تنو‌ع‌ و گستره‌ وارد شده، در هر يك‌ خردمندانه، مطالبي‌ را در خور مخاطب‌ خود بيان‌ داشته‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از آن‌ها مورد خرده‌گيري‌ اهل‌ نظر و تحقيق‌ واقع‌ نشده‌ و هر صاحب‌ علم‌ و تخصصي، وقتي‌ از منظر علم‌ و آگاهي‌ خود بر قرآن‌ مي‌نگرد، آن‌ را كامل‌ و جديد مي‌يابد و به‌ ستايش‌ آن‌ مبادرت‌ مي‌كند؛ زيرا آن‌ را براي‌ خود، معلم‌ و هدايت‌بخش‌ مي‌داند. مطالب‌ قرآن، نه‌ تنها در چرخة‌ زمان، كهنه‌ نمي‌شود (مجلسي، 1403: 89/182)، بلكه‌ هر روز نكاتي‌ جديدتر و ارزشمندتر از آن‌ كشف‌ شده‌ است؛ زيرا قرآن‌ مطالب، خود را براساس‌ فطرت‌ سليم‌ و منطبق‌ بر انديشه‌هاي‌ عقلي‌ و خردورزي‌ بيان‌ كرده؛ آن‌ جا كه‌ مي‌گويد:

فَأَقِم‌ وَجهََ‌ لِلدٍّينِ‌ حَنِيفاً‌ فِطرَتَ‌ اِ‌ الَّتِي‌ فَطَرَ‌ النَّاسَ‌ عَلَيهَا لاَ‌ تَبدِيلَ‌ لِخَلقِ‌ اِ‌ ذلَِ‌ الدٍّينُ‌ القَيٍّمُ.

روي‌ خود را متوجه‌ آيين‌ خالص‌ پروردگار كن. اين‌ فطرتي‌ است‌ كه‌ خداوند انسان‌ها را بر آن‌ آفريده، دگرگوني‌ در آفرينش‌ خدا نيست‌ (روم‌ (30): 30).

به‌ نمونه‌هايي‌ كوتاه‌ از مطالب‌ قرآن‌ اشاره‌ مي‌شود:

در منطق‌ قرآن، خدا ذاتي‌ واحد و بي‌نياز: «قُل‌ هُوَ‌ اُ‌ أَحَدٌ‌  اُ‌ الصَّمَدُ» (توحيد (112): 1 و 2)، داراي‌ همة‌ كمالات‌ و پيراسته‌ از همه‌ نقايص: «لِلهِ‌ الا‌ َسمأُ‌ الحُسنَي» (اعراف‌ (7): 180) خالق‌ هستي: «أَفِي‌ اِ‌ شَُّ‌ فَاطِرِ‌ السَّماوَ‌اتِ‌ وَ‌الا‌ َرضِ» (ابراهيم‌ (14): 10)، آرام‌بخش‌ دل‌ها: «أَ‌لاَ‌ بِذِكرِ‌ اِ‌ تَطمَئِنُّ‌ القُلُوبُ» (رعد (13): 28)، مورد ستايش‌ همة‌ موجودات: «وَ‌اًِن‌ مِن‌ شَيءٍ‌ اًِ‌لاَّ‌  يُسَبٍّحُ‌ بِحَمدِهِ» (اسرأ (17): 44) و ... انسان‌ از منظر قرآن، از خدا نشأت‌ گرفته، به‌ سوي‌ او بازمي‌گردد: «اًِنَّا لِلهِ‌ واًِنا اًِلَيهِ‌ رَ‌اجِعُونَ» (بقره‌ (2): 156)، خدا نزديك‌ و همه‌جا محضر او است: «نَحنُ‌ أَقرَبُ‌ اًِلَيهِ‌ مِن‌ حَبلِ‌ الوَرِيدِ» (ق‌ (50): 16)، گرامي‌ترين‌ انسان، باتقواترين‌ است: «اًِنَّ‌ أَكرَمَكُم‌ عِندَ‌ اِ‌ أَتقَاكُم» (حجرات‌ (49): 13). خلقت‌ انسان‌ و كرانه‌هاي‌ وجود، ساحت‌هاي‌ جهنم‌ و روح‌ او، اختيار و سرنوشت‌ او، زندگي‌ هدفمند، شرافت‌ و توانمندي‌ خلافت‌ الاهي‌ او، از ديگر موضوعاتي‌ است‌ كه‌ در قرآن‌ بدان‌ پرداخته‌ شده‌ و تفصيل‌ هر يك‌ را مي‌بايد از تفاسير، به‌ ويژه‌ تفاسير موضوعي‌ قرآن‌ دريافت‌ (مكارم، 1375: 1).

در كنار معارف‌ بي‌مانند و بلند قرآن، متن‌ آن‌ چنان‌ ساختاري‌ دارد كه‌ وجوه‌ و معاني‌ چندگانه‌ را مطابق‌ پيشرفت‌ زمانه‌ بر مي‌تابد كه‌ در هر روزگاري‌ هر مفسري‌ بتواند با تأملي‌ جديد، نكاتي‌ نو از آن‌ را دريابد؛ زيرا پيامبر9 فرموده‌ است:

القرآن‌ ذلول‌ ذو وجوه‌ فاحملوه‌ علي‌ احسن‌ الوجوه.

قرآن‌ رام‌ و داراي‌ وجوه‌ است؛ آن‌ را بر بهترين‌ وجه‌ حمل‌ كنيد (طبرسي، 1365: 1/40)؛

            ‌يعني‌ قرآن‌ در برابر حاملش‌ مطيع‌ است؛ حاملي‌ كه‌ از نگاه‌ خود، قرآن‌ را تفسير مي‌كند. در اين‌ خصوص، امام‌ خميني‌ مي‌فرمايد:

اين‌ كه‌ قرآن‌ شريف، به‌ فصاحت‌ معروف، و اين‌ اعجاز بين‌ ديگر معجزه‌ها مشهور آفاق‌ شد، براي‌ اين‌ بود كه‌ در صدر اول، اعراب‌ را اين‌ تخصص‌ بود و فقط‌ اين‌ جهت‌ از اعجاز را ادراك‌ كردند (خميني، 1372: 263) ... ،

و قرآن‌ شريف، به‌قدري‌ جامع‌ لطايف‌ و حقايق‌ و سراير و دقايق‌ توحيد است‌ كه‌ عقول‌ اهل‌ معرفت‌ در آن‌ حيران‌ مي‌ماند و اين‌ اعجاز بزرگ‌ اين‌ صحيفة‌ نوراني‌ آسماني‌ است‌ (همان).

روشن‌ است‌ كه‌ اعجاز در محتواي‌ قرآن، براي‌ اهل‌ خرد و انصاف، با تدبر در آن‌ روشن‌ مي‌شود؛ اما آنان‌ كه‌ در عناد كفر و لجاجت‌ به‌سر برده‌اند و مي‌برند، همچنان‌ در برابر عظمت‌ قرآن، به‌ انكار آن‌ پرداخته‌ و به‌ فكر مبارزه‌ با آن‌ بوده‌اند و هستند. قرآن‌ از اين‌ برخورد نادرست‌ آن‌ها ياد مي‌كند و مي‌فرمايد:

وَ‌اًِذَ‌ا تُتلَي‌ عَلَيهِم‌ آيَاتُنَا قَالُوا قَد‌ سَمِعنَا لَو‌ نَشَأُ‌ لَقُلنَا مِثلَ‌ هذَ‌ااًِن‌ هذَ‌ا اًِ‌لاَّ‌  أَسَاطِيرُ‌ الا‌ َوَّلِينَ.

و هنگامي‌ كه‌ آيات‌ ما بر آن‌ها خوانده‌ مي‌شود، مي‌گويند: شنيديم‌ [چيز مهمي‌ نيست]. ما هم‌ اگر بخواهيم، مثل‌ آن‌ را مي‌گوييم‌ و اين‌ها افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ است‌ (انفال‌ (8): 31).

آية‌ پيش‌گفته، عملكرد مشركان‌ را باز مي‌گويد كه‌ نه‌ داراي‌ سلامت‌ فكر بودند و نه‌ سلامت‌ عمل؛ بلكه‌ به‌ دنبال‌ بهانه‌جويي‌ بودند و اين‌ سخن‌ را دربارة‌ قرآن‌ كه‌ افسانه‌ است، در حالي‌ مي‌گفتند كه‌ بارها به‌ فكر مبارزه‌ با آن‌ افتادند؛ ولي‌ در عمل‌ ناتوان‌ شدند. آن‌ها به‌ خوبي‌ دريافته‌ بودند كه‌ بر معارضه‌ توانايي‌ ندارند؛ ولي‌ از روي‌ تعصب‌ مي‌گفتند: «اين‌ آيات‌ از نظر محتوا، مهم‌ نيستند. ما هم‌ مي‌توانيم‌ به‌ مانند آن‌ را بياوريم؛ ولي‌ هيچ‌ گاه‌ نياوردند (طباطبايي، 1393: 9/66).

منابع‌

. قرآن‌ كريم.

. ابن‌ ابي‌ الاصبع: بديع‌ القرآن، مشهد، آستان‌ قدس‌ رضوي، 1368 ش.

. ابن‌ خلدون: مقدمة‌ ابن‌ خلدون، بيروت، دار الفكر، الطبعة‌ الثالثة، 1417 ق.

. ابو زيد، حامد: مفهوم‌ النص، مغرب، الدار البيضا، [بي‌تا].

. بنت‌ شاطي: الاعجاز البياني‌ للقرآن، مصر، دار المعارف، 1391 ق.

. حاكم‌ نيشابوري: مستدرك‌ علي‌ الصحيحين، هند، 1342 ق.

. حلي، جمال‌الدين: كشف‌ المراد في‌ شرح‌ تجريد الاعتقاد، قم، مكتبة‌ المصطفوي، [بي‌تا].

. خلف‌ا، محمد: ثلاث‌ الرسائل‌ في‌ اعجاز القرآن‌ للرماني‌ و الخطابي‌ و الجرجاني، مصر، دار المعارف، [بي‌تا].

. خميني، سيد روح‌ا: آداب‌ الصلاة، تهران، مؤ‌سسة‌ تنظيم‌ و نشر آثار امام‌ خميني، 1372 ش.

. خويي، ابوالقاسم: البيان‌ في‌ تفسير القرآن، 1401 ق.

. راغب‌ اصفهاني: مفردات‌ قرآن.

. رافعي: اعجاز القرآن، بيروت، دار الكتاب‌ العربي، 1393 ق.

. زمخشري‌ (جارا): الكشاف‌ عن‌ حقائق‌ غوامض‌ التنزيل، قم، نشر البلاغة، 1413 ق.

. سعيدي‌ روشن، محمدباقر: معجزه‌شناسي، تهران، پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و انديشة‌ اسلامي، 1380 ش.

. سكاكي: مفتاح‌ العلوم، مصر، الحلبي، [بي‌تا].

. سيوطي، جلال‌الدين: معترك‌ الاقران‌ في‌ اعجاز القرآن، بيروت، دار الكتب‌ العلميه، 1408 ق.

. طباطبايي، محمدحسين: الميزان‌ في‌ تفسير القرآن، بيروت، مؤ‌سسة‌ الاعلمي، 1393 ق.

. طباطبايي، محمدحسين: قرآن‌ در اسلام، قم، دفتر انتشارات‌ اسلامي، 1372 ش.

. طبرسي: مجمع‌ البيان، 1365 ق.

. عبدا دراز، محمد: النبأ العظيم، كويت، دار القلم، 1390 ق.

. شاكر، محمدكاظم: قرآن‌ در آيينة‌ پژوهش، دفتر دوم، تهران، نشر هستي‌نما، 1380 ش.

. كليني، محمد بن‌ يعقوب: الكافي، تهران، دار الكتب‌ الاسلاميه، 1388 ق.

. مجلسي، محمدباقر: بحار الانوار، بيروت، مؤ‌سسة‌ الوفأ، 1403 ق.

. معرفت، محمدهادي: التمهيد في‌ علوم‌ القرآن، 1414 ق.

. مكارم‌ شيرازي، ناصر: تفسير پيام‌ قرآن، قم، مدرسة‌ الامام‌ علي‌ ابن‌ ابي‌طالب7، 1375 ش.

. مؤ‌دب، سيد رضا: اعجاز قرآن، قم، احسن‌ الحديث، 1379 ش.

 

 

سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 9:56 | علی مجد |

 

اعجاز قرآن

 

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.

 

قرآن و ادعای اعجاز

همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.

قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.

 

اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.

 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.

 

چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:

1-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.

2-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.

3-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.

 

در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.

 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و ... با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و ... و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.

در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.

 

شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)

نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:

فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:

اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.

ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.

در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.

 

سایر وجوه اعجاز قرآن

از آنچه تاکنون بیان شد به روشنی آشکار می‌شود که قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت معجزه است. اگرچه همین مقدار کافی است تا بتوانیم به این مطلب پی ببریم که قرآن کریم نمی‌تواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد اما همانگونه که بیان کردیم، محققین اسلامی معتقدند که علاوه بر اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن که در تک‌تک سور آن مشهود است، برای کل قرآن در مجموع وجوه دیگری از اعجاز نیز وجود دارد. نکته بسیار مهم آنست که فهم این وجوه، مانند فهم اعجاز فصاحت و بلاغت، تخصصی نیست بلکه همگان با هر ملیت و هر نژادی قادر به فهم این وجوه از اعجاز می‌باشند. باید توجه داشت که محققان وجوه متعددی از اعجاز را ذکر کرده‌اند که ما به جهت اختصار تنها سه مورد از آنها را بررسی می‌کنیم:

1- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

 

الف) اشاره به حرکت زمین:

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)

"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."

در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

 

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:

"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)

"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."

قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

 

ج)  "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)

"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

 

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:

"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون فعلم ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)

"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."

در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

 

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:

"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"

"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."

این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

 

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:

"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"

"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

 

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:

"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)

"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."

 

سخن آخر

گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند. 

در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

1-   معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.

2-      قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.

3-   آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.

4-   از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.

5-   در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.

6-   در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.

7-   قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

 

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.
سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 9:53 | علی مجد |

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

زان سبب ماه رجب ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

چه کسی میداند در پس این چهره مهربان خستگیت را

پدرم دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین / ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران / روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان . . .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:

ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است

جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است>

بابا . . . جونمی ، عمرمی ، قلبمی . . . دوستت دارم و به شما افتخار میکنم . امید که سایه شما تا ابد بر سر ما باشد

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

پدر جان روزت مبارک . فقط میتوانم بگویم دوستت دارم و از دور میبوسمت .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ، شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد .

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

---------- اس ام اس روز پدر ---------

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)

محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی

فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

---------- sms ولادت امام علی ---------

برخیز که قدسیان جوابت بدهند

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشدو اعیاد علی

کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت

گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت

یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را

آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت

---------- sms ولادت امام علی ---------

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

---------- sms ولادت امام علی ---------

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد

---------- sms ولادت امام علی ---------

قرآن جز از مدح علی آیه ندارد

این صدف جز این دُر گرانمایه ندارد

رفتم زیر سایه لطفش بنشینم

دیدم علی نور بود سایه ندارد

علی علیه السلام و زیبائی ها:

از کعبه حق بانگ جلی می آید

آوای خوش لم یزلی می آید

بشنو که سروش وحی حق می گوید

آغوش گشایید علی می آید

---------- sms ولادت امام علی ---------

 

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه

سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که

برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد

که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم

(هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم!)

اس ام اس روز پدر

اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را

خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،

مبارک باد . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک .

از صمیم قلب دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،

جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم،

اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم .

پدرم روزت مبارک . . .

---------- اس ام اس روز پدر-پیامک روز پدر ---------

پدر عزیزم

از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ،

شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ،

بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد . . .

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

دلم شده غرق سرور و شعف

کعبه شده بهر علی یک صدف

مرغ دلم رها شده به سوی

ایوان باصفای شاه نجف

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی

از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی

تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند

پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیب او را می پوشاند . . .

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

میلاد مرتضی اسدالله حیدر است

جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است

این زادروز همسر زهرای اطهر است

با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی (ع)

جای ولادتش حرم خاص داور است؟.

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: قناعت انسان را بی نیاز می کند.

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: کار نیک را با منت باطل مکن .

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود: موج های بلا را ، پیش از آنکه بلا سر رسد، با دعا از خود رفع کنید.

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

تمام لذت عمرم همین است

که مولایم امیرالمومنین است . . .

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

حضرت علی (ع) فرمود:

اسلام معنایش تسلیم در برابر دستورات الهی و عمل به آنها می باشد . . .

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود

---------- اس ام اس روز پدر-sms روز پدر ---------

 

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

---------- اس ام اس روز پدر ---------

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

---------- sms ولادت امام علی ---------

پدرم با صمیم قلب از تو تشکر میکنم ، نه به خاطر اینکه به من محبت کردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینکه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینکه با آن سیلی که به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارک
---------- sms ولادت امام علی ---------

۱۰/ تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:
ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است
جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است

  روز مرد, sms روز پدر, sms ویژه تبریک تولد حضرت علی, sms ویژه تبریک روز پدر, اس ام اس 15 تیر, اس ام اس امام علی, اس ام اس روز مرد, اس ام اس ویژه تبریک روز پدر, اس ام اس ویژه تبریک ولادت حضرت علی, جملاتي براي تبريك روز پدر, روز امیرالمومنین, روز بابا, زور بوگ, پیامک 15 تیر, پیامک امام علی, پیامک روز مرد, پیامک روز پدر, پیامک ویژه تبریک تولد امام علی, پیامک ویژه تبریک روز پدر,اس ام اس روز پدر,اس ام اس روز مرد,اس ام اس تولد حضرت علي,اس ام اس تبريك به همسر,اس ام اس روز مرد جديد,اس ام اس تبريك مرد,اس ام اس روز پدر

---------- sms تولد حضرت علی---------

۱۱/ پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا

---------- sms تولد حضرت علی---------

۱۲/ ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

 

۱. می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه . اما روز پدر جوراب فروشی ها .حالا می دونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا می ره !!! 


۳. پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .

۴. علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک .

۵. روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)
 

۶. اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک .

۷. طبق فتوای جدید روز پدر در رشت یوم الشک اعلام شد !!!

۸. روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم . روزت مبارک

۹. تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک .

۱۰. ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر كرار شیر خدا مولود كعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما  تبریک و تهنیت عرض میكنم .

۱۱.

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

۱۲. ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.
 

۱۳. ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان
 

۱۴. ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
 

۱۵. بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشيدی دستانت را می بوسم و ممنونتم . روزت مبارک
 

۱۶. پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم...
 

۱۷. نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .
 

۱۸. باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم .
.
.
.
.
. پدرم روزت مبارک
 

۱۹. پدر عزیزم
از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد
این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی
فدای تو ...


۲۰.

روز پدر ، تولد حضرت علي ، ولادت حضرت علي ، ميلاد حضرت علي :
 


بابا . . . جونمي ، عمرمي ، قلبمي . . . دوستت دارم و به شما افتخار ميکنم . اميد که سايه شما تا ابد بر سر ما باشد .

اس ام اس فارسي ، پيامك فارسي ، sms‌ فارسي ، مسيج فارسي :


پدر جان روزت مبارک . فقط ميتوانم بگويم دوستت دارم و از دور ميبوسمت .

اس ام اس هاي جديد ، sms جديد ، پيامك جديد ، پيام كوتاه جديد :


بابا جون ، ميدونم خيلي عذابت ميدم ولي جوونيه و هزار جور شيطنت ، شما به بزرگيه خودت ببخش و بدون كه از تموم وجودم دوستت دارم .

 اس ام اس هاي تبريك روز پدر ، sms تبريك روز پدر :


پدر جان ، نگاه مهربان و صداي دلنشينت هميشه مرحم دل من در اين غربت است ، بدان كه براي من بهتريني . روز پدر مبارك باد .

پيامك براي تبريك روز پدر ، پيام كوتاه براي تبريك روز پدر به پدران :


پدرم راه تمام زندگيست ، پدرم دلخوشي هميشگيست . روزت مبارك باباجون

پيام كوتاه مخصوص روز پدر ، پيام كوتاه براي روز پدر ، پيام كوتاه ويژه روز پدر :
بابا دوست دارم بابت تمام زحماتي که کشيدي دستانت را مي بوسم و ممنونتم .

اس ام اس به مناسبت روز پدر ، sms به مناسبت روز پدر ، تولد حضرت علي :
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم . . .

پيامك هاي جديد فارسي به مناسبت روز پدر ، مسيج به مناسبت روز پدر :
پدر جان با تمام وجود دوستت دارم . روزت مبارك .

پيامك هاي تبريك تولد حضرت علي ، پيامك به مناسبت تولد حضرت علي :
نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .

اس ام اس هاي تبريك 13 رجب ، پيام كوتاه به مناسبت روز پدر ، روز پدر :
باباي عزيزم ، روز پدر رو بهت تبريك ميگم و صميمانه بر دستاي پينه بسته‌ات بوسه مي‌زنم .
 

اس ام اس برای روز پدر ، اس ام اس مخصوص روز پدر ، اس ام اس ویژه روز پدر :


میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .
 


sms برای روز پدر ، sms مخصوص روز پدر ، sms ویژه روز پدر ، sms های روز پدر :


پدرم با صمیم قلب از تو تشكر میكنم ، نه به خاطر اینكه به من محبت كردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینكه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینكه با آن سیلی كه به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارك .

پیامك های جدید برای روز پدر ، پیامك مخصوص روز پدر ، پیامكهای ویژه روز پدر :


سلام بابا جون . امروز كه داشتم به تقویم نگاه میكردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود : چهارشنبه 26 تیر 1387 ، 13 رجب 1429 ، 13 ژوئن 2008 مصادف با تولد امام اول شیعیان ، حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟


---------- sms تولد حضرت علی---------


اس ام اس های روز پدر ، پیامكهای روز پدر ، مسیج روز پدر ، پیام كوتاه روز پدر :


پدر ، نام تو تكیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریك عرض میكنم .

مسیج های جدید برای روز پدر ، مسیج مخصوص روز پدر ، مسیج ویژه روز پدر

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

 

پدرم با صمیم قلب از تو تشكر میكنم ، نه به خاطر اینكه به من محبت كردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینكه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینكه با آن سیلی كه به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارك .

 

سلام بابا جون . امروز كه داشتم به تقویم نگاه میكردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود : چهارشنبه 26 تیر 1387 ، 13 رجب 1429 ، 13 ژوئن 2008 مصادف با تولد امام اول شیعیان ، حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟

 

پدر ، نام تو تكیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریك عرض میكنم .

 

مسیج های جدید برای روز پدر ، مسیج مخصوص روز پدر ، مسیج ویژه روز پدر :

 

این اس ام اس جهت تبریك گفتن بچه های كوچك به باباشون هست و برای بقیه سنین توصیه نمیشود ، حتی شما دوست عزیز : بابای من بهترین بابای دنیاست ، هی . بابای من روی سر همه باباهاست ، هی

 

پيام كوتاه مخصوص روز پدر ، پيام كوتاه براي روز پدر ، پيام كوتاه ويژه روز پدر :
بابا دوست دارم بابت تمام زحماتي که کشيدي دستانت را مي بوسم و ممنونتم .اس ام اس به مناسبت روز پدر ، sms به مناسبت روز پدر ، تولد حضرت علي :
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم . . .پيامك هاي جديد فارسي به مناسبت روز پدر ، مسيج به مناسبت روز پدر :
پدر جان با تمام وجود دوستت دارم . روزت مبارك .پيامك هاي تبريك تولد حضرت علي ، پيامك به مناسبت تولد حضرت علي :
نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .اس ام اس هاي تبريك 13 رجب ، پيام كوتاه به مناسبت روز پدر ، روز پدر :
باباي عزيزم ، روز پدر رو بهت تبريك ميگم و صميمانه بر دستاي پينه بسته‌ات بوسه مي‌زنم .

 

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

پدر ، نام تو تکیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم .

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

این اس ام اس جهت تبریک گفتن بچه های کوچک به باباشون هست و برای بقیه سنین توصیه نمیشود ، حتی شما دوست عزیز : بابای من بهترین بابای دنیاست ، هی . بابای من روی سر همه باباهاست ، هی

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

بابا دوست دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

بابای عزیزم ، روز پدر رو بهت تبریک میگم و صمیمانه بر دستای پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم .

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما/ آمده میر نجف
میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،
اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۲/ ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود

---------- اس ام اس ولادت حضرت علی ---------

۳/ دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت
جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک
دیوار حرم به احترام تو شکافت

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۴/ زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
" چون که صد آمد نود هم پیش ماست"

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۵/ حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد

---------- اس ام اس تولدحضرت علی ---------

۶/ زد عشق تو خیمه در دل ما
حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل بسرشت
از روز ازل خدا دل ما
ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

---------- اس ام اس ولادت امام علی ---------

۷/ ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۸/ هر کس که شود داخل حصن حیدر
ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود
سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

---------- اس ام اس روز پدر ---------

۹/ ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین
کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران
روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان

سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 7:2 | علی مجد |

 

ذکر اسرار آمیزصلوات برمحمد(ص)وال

 

آثار فراوانی بر ذکر صلوات مترتب است که به برخی از آن به شرح ذیل اشاره می شود:

این ذکر شریف موجب استجابت دعاست. در بعضی از روایات تصریح شده است كه برای استجابت دعا، آن را با صلوات بر محمد و آل محمد آغاز كنید، زیرا صلوات بر محمد و آل محمد همواره مستجاب است، و خداوند كریم‌تر از آن است كه دعای اول را مستجاب كند و دعای دوم را مستجاب ننماید. از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است كه فرمود: «اذا كانت لك الی الله سبحانه حاجه فابدء بمسأله الصلوه علی النبی (ص) ثم سل حاجتك، فان الله اكرم من ان یسأل حاجتین، فیقضی احداهما و یمنع الاخری.»1 در روایات دیگری آمده است كه دعایتان را با صلوات شروع و با آن ختم كنید، تا دعای شما بین دو دعای مقبول واقع شود و مستجاب گردد، زیرا خدا كریم‌تر از آن است كه اول و آخر دعاء را مستجاب كند و وسط آن را مستجاب ننماید.2

ذکر مبارک صلوات بر محمد و آل او (صلی الله علیه و آله) حجاب بر انداز است. گاه رفتار، کردار و نیات نادرست بندگان، حجاب بین خلق و حق تعالی می گردد که با ذکر صلوات آن حجاب از بین برداشته شده و دعاء به جانب او صعود می کند. از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) گزارش شده است که «لا یَزَال الدّعاء مَحجُوباً حَتّی یُصَلّی عَلَی مُحَمد وَ آلِ مُحمد»3پیوسته دعاء بر حجابی مستور است تا که بر محمد و آل او درود فرستاده شود. از همان امام همام نقل شده كه فرمود:

«من كانت له الی الله عزوجل حاجه، فلیبدء بالصلوه علی محمد و آله، ثم یسئل حاجته، ثم یختم بالصلوه علی محمد و آل محمد؛ فان الله عزوجل اكرم من آن یقبل الطرفین و یدع الوسط، اذا كانت الصلوه علی محمد و آل محمد لا یحجب عنه»4 کسی که نیاز و حاجتی به خداوند داشته باشد پس به صلوات بر محمد و آل او شروع کند، سپس از او حاجت بطلبد، و بعد از آن دعاء با صلواتی بر محمد و آل او برنامه را پایان برد، البته خداوند متعال گرامی تر از آن است که دو طرف را قبول ولی بخش میانی نیایش را رد کند. همین که صلوات بر محمد و آل او فرستاده شد دیگر دعاء محجوب نخواهد ماند.

-------------------------------------

1. امام علی، نهج‌البلاغه، كلمات قصار، 361.
2.
الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج 4، 1137.
3.
كلینی، كافی، ج 2، ص 491، و نیز محدث قمی، سفینه البحار، ص 448، در ذیل كلمه «دعاء».
4.
الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج 4، 1137.

جمعه بیست و نهم مرداد 1389 | 3:12 | علی مجد |


از علی آموز اخلاص وعمل        

ولادت باسعادت یگانه مرد عالم بشریت امیرالمومنین مولا علی وروز پدر

برشمامبارک باد.

         . پدر عزیزم                      
از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد
این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی
فدای تو ...
پدرم

دوشنبه یازدهم دی 1378 | 0:0 | علی مجد |

About
.............................................

سلام اینجانب علی مظهری مجد به شما ضمن عرض خوش آمد گویی تقاضادارم
که از راهنمایی های خوب خودتان مر ا محروم نفرما یید.
باگذاشتن یک نظر خوشحالم نمایید.
مخلص شما علی مظهری مجد



Menu
.............................................
Authors
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................